فکر کردن با صدای بلند

برچسب‌ها: موسیقی فارسی

شاهین نجفی٬ فراتر از «شاهین نجفی»

بی‌انصافی است اگر نام شاهین نجفی٬ زیر نام «نقی» دفن شود. (همانطور که بی‌انصافی بود اگر نامش زیر سایه جنبش سبز دفن می‌شد.) خیلی‌ها شاید برای نخستین بار نام شاهین نجفی را بعد از ماجرای ترانه «نقی» شنیده‌اند.

این میان قضاوت‌ها درباره مساله توهین به مذهب و آزادی بیان٬ موجب شد تا شخصیت این خواننده٬ آهنگساز و ترانه‌نویس خلاق٬ هدف ماشین ترور اسلامیون قرار بگیرد.

متاسفانه آنقدر برای نوشتن درباره شاهین نجفی و به‌ویژه آلبوم «هیچ، هیچ، هیچ» تنبلی کردم که حالا نام این خواننده به مسایل دیگری گره خورده و ناچارم برای اظهارنظر درباره موسیقی و ترانه‌های او٬ اول کلی حاشیه بروم. اما هرچه هست، گرد و خاک ترانه «نقی» این روزها به زمین نشسته و فرصتی است برای صحبت کردن درباره شاهین نجفی، فراتر از آنچه این مدت از او گفته شده.

خیلی‌ها که در این مدت به او ناسزا گفتند، عموما آهنگ‌های او را نشنیده‌اند و او را چندان نمی‌شناسند. بعضی‌ها هم فکر می‌کنند شاهین نجفی خواننده‌ای است که چهار تا آهنگ رپ خوانده که دوتایش هم در حمایت از جنبش سبز بوده.

نه! اینطور نیست. شاهین نجفی٬ اصولا موزیسین قابل اعتنایی است و یکی از بهترین ترانه‌نویس‌های زبان فارسی است. این عنوان را از روی اغراق و کشکی ننوشتم. در میان موزیسین‌های موسیقی مستقل فارسی٬ جدا معتقدم او ترانه‌های بی‌نظیر بسیاری نوشته است.

یکی از بهترین نمونه‌های خلق شاهکار و استعداد او در ترانه‌نویسی٬ اثری است درباره مساله زنان در ایران به نام «ما مرد نیستیم». (که نام آلبوم اولش هم بود. او تا امروز چهار آلبوم منتشر کرده.)

ترانه «ما مرد نیستیم»٬ یکی از بهترین ترانه‌های رپ فارسی است که اصولا شنیده‌ام و همچنین یکی از شنیدنی‌ترین ترانه‌هایی که می‌توان در روز هشتم مارس روی دیوار فیس‌بوک گذاشت و با این کار٬ احترام به حقوق زنان را به نمایش گذاشت.

به جز آثار پراکنده رپ و آهنگ‌هایی که با گروه «طپش ۲۰۱۲» منتشر شدند٬ شاهین نجفی آلبومی منتشر کرده به نام «هیچ، هیچ، هیچ» که خوشبختانه رپ نیست. بعضی‌ جاها راک و بلوز است و موسیقی آن بیشتر یک پاپ آلترناتیو است.

اما آنچه که «هیچ» شاهین نجفی را به یک آلبوم کم‌نظیر تبدیل می‌کند٬ بیشتر از موسیقی٬ متن ترانه‌های او هستند.

شاهین نجفی می‌تواند ترانه‌های موزون فارسی بنویسد و در چرخ‌دنده وزن شعر فارسی٬ دچار قاعده «قافیه که به تنگ آید٬ شاعر به جفنگ آید» نشود.

او هر چه دلش می‌خواهد را با یک تشبیه یا ایجاز دور از ذهن ارائه می‌کند و در خلق تصاویر ادبی٬ قلمی خلاق دارد.

اینها را اضافه کنید به هوشیاری اجتماعی – سیاسی او و کنشگری همیشگی‌اش که از او چهره‌های متفاوتی ارائه می‌کند: او گاهی یک اپوزسیون سیاسی است٬ گاهی یک مصلح اجتماعی است٬ گاهی یک منتقد اجتماعی است، گاهی قهرمان جنبش سبز است و گاهی تنها مخالف جریان اصلی زندگی و روزمره‌گی جامعه.

این مخالف‌خوانی که گاهی (شبیه به آهنگ نقی) با قریحه طنز او٬ بامزه هم هست٬ در برخی از ترانه‌ها به شکلی قابل ستایش٬ مرزشکن هم هست. او فقط در مسخره کردن دین٬ تابوشکن نیست. از سکس تا مصرف مواد مخدر یا الکل٬ تا جملاتی که به سادگی بی‌ادبانه توصیف می‌شوند٬ از ترانه‌های شاهین نجفی سردرمی‌آورند.

روال مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای او درباره تحولات اجتماعی – سیاسی جامعه ایران٬ نشان می‌دهند که او یک مرزشکن آگاه است و تصادفی از واژه‌های خارج از عرف٬ استفاده نمی‌کند.

در این میان مشخصا آلبوم «هیچ» و اشعارش٬ از نظر من نماینده یک دوره تاریخی هستند و از معدود آلبوم‌های موسیقی این روزها که می‌تواند سالها بعد٬ مورد استناد قرار گیرد.

این آلبوم٬ نتیجه امروزی نسل انقلاب است. کسانی که با انقلاب به دنیا آمدند. با جنگ باسواد شدند. با تحقیرهای روزمره در خیابان٬ بالغ شدند. با رای خودشان دوم خرداد را آفریدند. برای خاتمی هورا کشیدند. از رای به خاتمی به گه‌خوردن افتادند و او را در دانشگاه هو کردند. با رفتن خاتمی تازه فهمیدند٬ اصولا «به گه‌خوردن افتادن» یعنی چه! سال ۸۸ خواستند دنیا را عوض کنند٬ اما پوزشان به خاک مالیده شد. و حالا، این روزهای ناامید سیاه بعد از جنبش سبز، گیج و کتک خورده و افسرده و غمگین و راه گم کرده، تنها یک چیز در دست دارند: «هیچ».

به افتخار بلوز و کانتری فارسی و آلبوم دوم بمرانی

گروه بمرانی، آلبوم دومش را چنان بی سر و صدا منتشر کرده که واقعا نمی‌دانم دقیقا کی منتشر شده‫! اما به نظرم همین هفته منتشر شده است چون دیشب برای اولین بار خبر انتشارش را در فیس‌بوک گروه گذاشتند. هرچه هست٬ خبر خوبی است و نام آلبوم جدید هست‫: جوراب‌های لخت‫.

اگر آلبوم قبلی گروه یعنی «آسمان زرد، خورشیدآبی» که دو سال پیش منتشر شد را نشنیده‌اید، از اینجا شروع کنم که نام این گروه، از تلفیق نام و نام خانوادگی سرپرست و پایه‌گذار گروه ‫- بهزاد عمرانی ‫- ساخته شده است‫. بله‫! چندان هیجان‌آور نیست‫.

در میان گروههای موسیقی زیرزمینی این روزهای ایران، گروهی که چنین انرژی و وقت و استعدادش را خرج سبک‌های کانتری و بلوز بکند اصولا وجود ندارد‫.

اگر اهل این دو سبک هستید، از شنیدن آهنگ‌های بمرانی ابروهایتان بالا خواهند رفت. و اگر آلبوم اول را نشنیده‌اید هم آن را کلا فراموش کنید و بروید سراغ آلبوم دوم‫.

حتی اگر اهل این سبک‌ها هم نباشید٬ بعید می‌دانم از بازخوانی «کهکشان عشق» محمد نوری خوشتان نیاید. نسخه‌ای که در ذاتش با اصل اثر تفاوت چشمگیر دارد٬ اما زیبایی خیره‌کننده ملودی‌ها و متن و آهنگ اجرا شده توسط محمد نوری٬ «کهشکان عشق» بمرانی را حسابی شنیدنی کرده است.

آلبوم دوم بمرانی با فاصله قابل ستایشی از آلبوم اول شنیدنی‌تر است‫. تجربه‌های گروه برای خلق آثار کانتری فارسی در آلبوم دوم، معنی‌دارتر هستند‫. و این دوسال تجربه ساخت آهنگ برای تئاترهای تهران و اجرای زنده در سالن‌های تئاتر، عملا گروه را به یک جمع حرفه‌ای تبدیل کرده است‫.

رشد گروه در این دو سال در کنار سن و سال اعضای گروه ‫- همگی زیر ۳۰ هستند ‫- وضعیت امیدوارکننده‌ای را برای بمرانی به‌وجود آورده است‫.

وقتی بمرانی را گوش می‌کنید با صدای افسرده و غم‌زده همیشگی موسیقی زیرزمینی ایران رو به رو نیستید، برعکس صدای بمرانی، صدای جوان‌های روشنفکر بالاشهری خوشحالی است که شهر را آب ببرد، باز هرازگاهی می‌روند و تئاترشان را می‌بینند و کتابشان را می‌خرند و موزیک‌بازی‌شان را ادامه می‌دهند و پارتی می‌کنند‫.

شما هم وقتی خوشحال هستید می‌توانید با بمرانی و سازدهنی و هارمونیکا و گیتاربرقی ملایمش، خوشحال‌ترشوید و لذت ببرید‫. به ویژه که این گروه به شکل هوشمندانه‌ای با اشعار نه چندان جدی، به این فضا دامن می‌زند و به آدمی مثل من یادآوری می‌کند که به رغم این همه خبر و ریز و درشت ناگوار از میهن، زندگی در شهری مثل تهران کماکان جریان دارد.

(آلبوم را از اینجا بخرید. برای اینکه فواید خرید این آلبوم را دقیق‌تر بدانید٬ به پایان این نوشته بروید و دلایل را بخوانید.)

شور انتظار برای «بی بند» با طعم نوستالژی «سرخس»

این یک گروه ساده و همیشگی راک فارسی نیست، بلکه گروهی است که می‌تواند نظر شما را درباره راک فارسی تغییر دهد و ساعت‌ها آهنگ‌هایشان را گوش کنید.

اگر تجربه بهزاد خیاوچی با گروه جدیدش به نام «بی بند» شبیه گروه پیشین او یعنی گروه سرخس (لینک به یوتیوب) باشد، تردید نکنید که آلبوم تازه گروه می‌تواند برایتان تجربه کاملا متفاوتی باشد و حتی اگر شنونده راک فارسی نیستید هم، برای مدتی راک گوش کنید.

اولین آلبوم این گروه جدید به نام «نمی‌شنوم صداتو» شش روز دیگر منتشر خواهد شد: اول ژوئیه – بیست و یکم خرداد ماه. بیست و یکم ژوئن – اول تیرماه.

من هنوز این آلبوم را نشنیده‌ام اما چیزی که مرا برای شنیدن آن بی‌تاب کرده و چنان هیجان‌زده شده‌ام که پیش از شنیدن آلبوم، چند خطی درباره آن بنویسم، ویدیوی یکی از آهنگ‌های این آلبوم است که پیشاپیش در یوتیوب منتشر شده است.

در همان ثانیه‌های اول ویدیو وقتی بهزاد خیاوچی را از گروه قدیمی سرخس شناختم، خوشحال شدم. و زمانی که بهزاد شروع کرد به خواندن و آنچه شنیدم، درست به اندازه سرخس٬  اوریژینال و متفاوت بود٬ خوشحالی‌ام چندین برابر شد.

خاطره من از گروه سرخس، آلبومی است به نام «مرداد ۸۵» که هر چند یکدست نبود و فاصله قطعه خوب و بدش زیاد بود، اما یکی از آثار ناب دهه ۸۰ راک فارسی بود و قطعا در فهرست ۱۰ آلبوم برتر من از موسیقی زیرزمینی این دهه، جا دارد.

حالا بعد از این همه سال، شنیدن موسیقی گروهی که به شدت صدایش شبیه به صدای سرخس است، لطف بسیاری دارد.

یکی از ویژگی‌های دلچسب سرخس، اشعار پرشورش بود، اشعاری که نشان می‌دادند بهزاد برخلاف بسیاری از موزیسین‌های زیرزمینی، حرفی برای گفتن دارد. و این حرف‌ها هم متلک‌های عامه‌پسند سیاسی یا دلمایه‌های فلسفی عمیق نیستند. بلکه بیان صاف و  ساده هنرمندی است که گاه مرا – مخاطب را … مخاطبی که جوانی است ایرانی، در پایان دهه ۲۰ و آغاز دهه ۳۰ زندگی – به تصویر می‌کشد.

من از دیدن و شنیدن خودم در ترانه‌های سرخس لذت بسیاری برده‌ام. حالا نخستین آهنگ گروه تازه یعنی «بی بند» (لینک به فیس‌بوک) دقیقا همان احساس را در من بیدار کرده. این آهنگ نامش هست: یه چیزی به بده به من که بزنم٬ نباشم.

ویدیو را در این پایین ببینید و از همین حالا روزشماری کنید تا آلبوم «بی بند» منتشر شود و کیفیت همه آهنگ‌هایش به خوبی همین آهنگ باشد.

راک خسته و شاعرانه «کیلومتر ۲۳»

آلبوم تازه گروه راک مشهدی «کیلومتر ۲۳» یک چیزی کم دارد. اما گویی چون مشهد و مشهدی‌ها را دوست دارم، نمی‌توانم این کمبود را ببینم!

نمی‌خواهم به سادگی بنویسم که از آلبوم «لوکوموتیو خسته» خوشم نمی‌آید. چون واقعا اینطور نیست. در واقع قبل از اینکه این آلبوم منتشر شود، همیشه یکی از سرگرمی‌هایم وقتی که با ماشین به مسافرت می‌رفتم این بود که جایی در جاده، چهار آهنگ منتشر شده همین گروه را گوش کنم.

حتی وقتی دیدم که آلبومشان مدتی است که بی سروصدا منتشر شده، ته قلبم خوشحال هم شدم. اما تجربه شنیدن کامل آلبوم برایم به تجربه لذتبخشی که انتظارش را داشتم، ختم نشد.

شاید بی‌خودی از این گروه انتظار زیادی داشتم. آنها موسیقی ساده‌ای دارند و شنیدن آهنگ‌هایشان راحت است.

در دسته‌های متفاوت راک، بیشتر «پاپ-راک» هستند و بعضی جاها حتی این سئوال برایم به وجود آمد که چرا چنین آلبومی در میهن اسلامی مجوز نمی‌گیرد.

اما شعرهایشان گاهی آزار دهنده است. این آن ایرادی نیست که اول یادداشت نوشتم. این ایرادی است که در میان گروههای موسیقی مستقل و راک ایرانی، به شدت چشمگیر است. راک این گروه گاهی در لا‌به‌لای شعرها فراموش می‌شود و مساله از یک گروه و یک آلبوم به یک کتاب یا یک قطعه شعر تبدیل می‌شود. اگر بخواهم صادقانه نظرم را توضیح بدهم باید بگویم که «کیلومتر  ۲۳» یک گروه شاعرانه است که گاهی زیادی شاعرانه می‌شود!

در میان ۱۰ آهنگ آلبوم «لوکوموتیو خسته» بیشتر از آخرین آهنگ به نام «شاید» خوشم آمد که پاپ‌ترین آهنگ آلبوم هم هست. اگر فقط به موسیقی فکر کنم، قطعه دوم به نام «کوچه»، قطعه سوم به نام «لوکوموتیو خسته» و آهنگ چهارم به نام «اسب و سواره» بهترین آثار این گروه هستند.

با این حال چون این آهنگ‌ها قبلا منتشر شده‌اند و احتمالا آنها را شنیده‌اید، آهنگ «شاید» را اینجا می‌گذارم تا بشنوید.

(اگر به هر دلیلی نمی‌توانید از این جعبه بالا موسیقی را گوش کنید، اینجا کلیک کنید.)

اگر خوشتان آمد و دستتان به دهنتان می‌رسد و کردیت کارت هم توی جیبتان است، معرفت داشته باشید و آلبوم را از اینجا بخرید. این کار سه فایده دارد:

اول اینکه بی‌معطلی آلبوم را دانلود می‌کنید و در وب سایت‌های دانلود مجانی و رایگان آواره نمی‌شوید و وقتتان تلف نمی‌شود.

دوم اینکه بهترین کیفیت ممکن این آلبوم گیرتان می‌آید. خیلی‌ها که آلبوم‌‌های دیگران را برای دانلود رایگان در اینترنت می‌گذارند، برای اینکه این آهنگ‌ها جای کمتری اشغال کنند، کیفیت آنها را پایین می‌‌آورند.

و سوم اینکه از فردا می‌توانید سرتان را بالا بگیرید و به خودتان افتخار کنید. چون با خرید این آلبوم از فرهنگ و هنر مستقل و مظلوم مملکتتان حمایت کرده‌اید. اگر شما حمایت نکنید، همسایه برایتان این کار را نمی‌کند. سقوط فرهنگی کشورتان ادامه می‌یابد و روزی از راه می‌رسد که بین خانه‌تان و وحشی‌ترین و عقب‌مانده‌ترین نقاط جهان فرقی نمی‌بینید. حمایت از موسیقی زیرزمینی، برای کسانی که شنونده این موسیقی هستند، نه فقط یک وظیفه اخلاقی که وظیفه‌ای ملی است. این افتخار بزرگ را از خودتان دریغ نکنید.

یک آلبوم فارسی آبرومند از قلب زیرزمینهای میهن

«بند بند» (لینک به وب سایت رسمی) نام یکی از گروههای ایرانی است که پاپ – راک تمیزی می زنند. گروهی با بدترین نام ممکن و بهترین شعرها برای راکی که خیلی ملودیک است و عامه فهم و راحت الحلقوم. می توان با آهنگهایش بالا – پایین پرید و آهنگها به آسانی، خاطر آدم می مانند.

حدس می زنم یکی از دلایل اینکه احتمالا خیلی ها نام این گروه را نشنیده اند، اسمشان است که نمی دانم به «بند بند» تن اشاره دارد یا دنبال معنای بند انگشت هستند یا بند نی. اما هر چه هست در انگلیسی نوشته می شود «Band Band» (لینک به صفحه گروه در فیس بوک) و باعث می شود که جستجو برای یافتنشان در اینترنت آسان نباشد. نام ناجوری برای یک «بند» زیرزمینی.

این گروه چهار سالی است که تشکیل شده و چند ماه پیش، آلبومی منتشر کرد به نام شازده کوچولو. اول این پایین کلیک کنید و بهترین آهنگ آلبوم را به انتخاب من راه بیاندازید تا در ادامه مطلب، بدانید درباره چی حرف می زنم:

به نظرم همین آهنگ، معرفی خوبی است از این گروه. خوبی گروه این است که جنس همه آهنگهای گروه همین است که می شنوید. برخلاف اداهایی که این روزها مد شده، از این آهنگ به آن آهنگ، سازبندی تغییر نکرده و گروه اصولا همه جای صدای خودش را می دهد، حتی وقتی که شاهکار فریدون فروغی به اسم «مشتی ماشاالله» را بازخوانی کرده اند.

آلبوم «شازده کوچولو» موسیقی پیچیده ای ندارد. شبیه فیلمی نیست که آخرش از سرجایتان بپرید، برعکس خیلی راحت و روان، از این آهنگ به آن آهنگ می سرید. متن اشعار آلبوم هم صادقانه اند. ژست و ادا اطوار به نظر نمی آیند. و ساده اند. (نه اینکه من با موسیقی پیچیده و ترانه های بکر و عمیق مشکلی داشته باشم. اینها را به عنوان ویژگی آلبوم گفتم.)

برخلاف نام آماتوری گروه، نام آلبوم هوشمندانه انتخاب شده است. کتاب «شازده کوچولو» آنتوان دو سنت اگزوپری و نمایش رادیویی آن به کارگردانی احمد شاملو، برای مدتی که خود من در دوره گذار نوجوانی به جوانی بودم، در حد یک خرده فرهنگ روشنفکری ملوس، تا اعماق قلب و روح یک نسل نفوذ کرده بود. احتمالا بازی با مفهوم من درآوردی «اهلی شدن» در این قصه، به تعداد بیشماری در نامه های عاشقانه – برای امروز هم ایمیلهای عاشقانه – تکرار شده اند. ملت در دوره ای دور و بر من دیگر عاشق نمی شدند بلکه زرت و زرت اهلی می شدند. برای ما، شنیدن آلبومی که با صدای بهزاد فراهانی، روباه قصه «شازده کوچولو» آغاز می شود، خاطره انگیز است. این آلبوم و آهنگ نخست در خدمت احساسات فراموش نشدنی ما نسبت به دوره جوانی – دانشجویی اهلی شدن و اهلی کردن است.

بازخوانی «مشتی ماشاالله» هم اصولا شمشیر دولبه است. می تواند شما را به عرش ببرد، یا اینکه در چشم هواداران متعصب، به لجن کشیده شوید. گروه «بند بند» (آخر این چه اسمی است؟!) این خطر را به جان خریده و اثر را بازخوانی کرده.

با این توضیح که نزدیک ترین دوست من، همین امروز گفت که از نظر او، این بازخوانی بهترین بازخوانی است که تا امروز از «مشتی ماشاالله» شنیده، از قضاوت درباره این یک قطعه خودداری می کنم. چون بی تعارف احساسات متناقضی نسبت به آن دارم.

اگر بیرون ایران هستید یا در داخل ایران کردیت کارت دارید، از این لینک پایین می توانید این آلبوم را بخرید. اگر کردیت کارت دارید و بعد از خواندن این مطلب، رفتید و آلبوم را مجانی و غیرقانونی دانلود کردید، امیدوارم در روزی که کنکور قبول شدید بروید زیر ماشین.

شازده کوچولو درcdbaby.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: