فکر کردن با صدای بلند

برچسب‌ها: مستند اجتماعی

اگر حالتان از همجنسگراها به هم می‌خورد این فیلم را ببینید

BridegroomMoviePoster

فیلم مستند «برایدگروم»، از آن مستندهاست که باید ترجمه کرد و با زیرنویس فارسی برای گروه بزرگی از مخالفان سرسخت همجنسگرایان در ایران پخش کرد. اساسا کارکرد فیلم در ایالات متحده هم مبارزه با «همجنسگراهراسی» است که این روزها به شکل مخالفت با ازدواج همجنسگراها در برخی ایالات این کشور خودش را نشان می‌دهد.

به جز این، تمامی اجزای تکنیکی فیلم به شکل غم‌انگیزی ضعیف است و یک سوژه ناب بی‌نظیر از یک عشق انسانی و استثنایی، با فیلمبرداری بد، کارگردانی بد و تدوین بدتر، هدر رفته است.

داستان فیلم، ماجرای زندگی یک جوان آمریکایی است به نام «شین Shane (ویکیپدیا)» که همجنسگراست و در یک شهر کوچک محافظه‌کار در آمریکا کودکی به شدت سختی را پشت سر گذاشته و سرانجام ناچار شده در ابتدای جوانی، بی‌هدف از شهرش بزند بیرون و برود لس‌آنجلس. یا آنطور که مادربزرگش می‌گوید، برود هالیوود!

او آنجا عاشق می‌شود. نیمی از فیلم شرح این عشق عمیق و زیباست. او شش سال با پسری به نام «تام برایدگروم» زندگی سرشار از خوشحالی و سفر و خوشگذارنی و خنده و شوخی و زیبایی تمام‌نشدنی را تجربه می‌کند.

تا اینکه در یک حادثه تراژیک، تام در حین عکاسی بر روی پشت‌بام خانه، سقوط می‌کند و کشته می‌شود.

از اینجا، ماجرای باورنکردنی زندگی شین روایت می‌شود. اینکه چگونه پدر و مادر تام او را حتی به مراسم تشییع جنازه معشوقش راه نمی‌دهند و اینکه چگونه برای یک زوج همجنسگرای عاشق بدون سند ازدواج، بعد از مرگ یکی، دیگری از نظر قانون هیچ چیز نیست.

شرح «همجنسگرهراسی» خانواده تام، بعدی عمیقا دردناک به دردی می‌دهد که تحملش به آسانی برای شین ممکن نیست.

شرح این ماجرای تراژیک، با پول مردم عادی از طریق این وب سایت به مستند «برایدگروم» ختم شده. فیلم در تلاش است تا به مخالفان ازدواج همجنسگرایان بفهماند که چرا نظراتشان نقض حقوق اولیه گروهی از انسانهاست.

اما ما ایرانی‌ها که تعارف نداریم. اگر معیاری برای سنجش و رتبه‌بندی همجنسگراهراسی در میان ملل مختلف وجود می‌داشت و رتبه‌بندی از این نظر، مانند بسیاری رتبه‌بندی‌های دیگر که وضعیت جامعه ایران اسف‌بار است درباره همجنسگراهراسی هم وضعیت ما غم‌انگیز است و ما از این نظر شباهتی اساسی به کشورهای منطقه خودمان داریم. از افغانستان و پاکستان و ایران تا کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا از این نظر کمابیش تنه به تنه هم می‌زنند.

به همین دلیل من به تمامی کسانی که حالشان از همجنسگراها – به ویژه همجنسگراهای مرد – به هم می‌خورد توصیه می‌کنم این مستند را ببینند.

مطمئنم عمق عشق انسانی فیلم بر روی برخی تاثیر می‌گذارد. گیرم عده‌ای کماکان در دنیای خفه و تیره و تاریکشان بمانند. اما اگر یک نفر هم از دیدن این فیلم همجنسگراهراسی را بگذارد کنار و بفهمد که طبیعت  دگراجنس‌گرایی یک دروغ گله گشاد تاریخی است و برخی از زوجهای همجنسگرا می‌توانند از صدتا زوج دگرجنس‌گرا عاشق‌تر باشند و زندگی بهتری داشته باشند، خودش قدمی است.

یک مستند دراماتیک درباره سازندگان بازی‌های کامپیوتری مستقل

نیازی نیست حتما مثل من خوره بازی کامپیوتری باشی تا به هیجان بیایی، مستند «بازی مستقل»، یک روایت به شدت دراماتیک از زندگی جوانانی است که زندگیشان را وقف رویای کودکیشان می‌کنند و گوشه اتاقشان، بازی کامپیوتری می‌سازند و ابعاد انسانی این روایت می‌تواند همه را جذب کند.

من اعتراف می‌کنم که یک بازی‌کن آماتور – Gamer – هستم. به این معنا که سالی سه تا چهار بازی پلی‌استیشن ۳ را می‌خرم و با حوصله و علاقه، تا انتهایش بازی می‌کنم. برای من دنیای کسانی که این بازیها را می‌سازند همیشه جالب بوده.

بعید می‌دانم شما هم از لذت بازی کامپیوتری محروم مانده باشید. اگر همنسل من باشید که اصولا با آتاری و کمودور و سگا و نینتندو بزرگ شده‌اید. حالا هم اگر خیلی ژست مخالفت با بازی کامپیوتری داشته باشید از گزند بازی‌های آن‌لاین، بازی‌های فلش، بازی‌های فیس‌بوکی و بازی‌های موبایل و آی‌پد در امان نبوده‌اید.

مستند «بازی مستقل» درباره کسانی نیست که بازی‌های پرفروش و پرهزینه معروف را می‌سازند، بلکه درباره کسانی است که عمرشان را می‌گذارند و تنهایی یا دونفری، یک بازی می‌سازند و میلیونر می‌شوند.

کل روند ساخت یک بازی مستقل بدون پشتوانه یک شرکت میلیونر، در درون خود دراماتیک است. ماجرا از یک ایده شروع می‌شود. سازندگان عموما پولدار نیستند. ساخت بازی سالها طول می‌کشد. و سازندگان می‌توانند هرچه دلشان می‌خواهد توی بازی بگذارند.

وقتی بازی بعد از سالها کار منتشر می‌شود، دراما به اوج می‌رسد. انتشار بازی می‌تواند به بزرگترین فاجعه زندگی سازنده تبدیل شود یا اینکه روزی باشد که او یک شبه میلیونر شده است.

بازی‌سازهای مستقل از نظر مخاطب و جلسات مخاطب‌سنجی محرومند. آنها نه پولش را دارند و نه مخاطبش را که گروههای افکارسنجی تشکیل دهند و مانند شرکت‌های بزرگ، در طول ساخت بازی تکلیف خودشان را بدانند و مسیر درست را انتخاب کنند.

آنچه بیش از هرچیزی در یک بازی مستقل نمود پیدا می‌کند، شخصیت خود بازی‌ساز است. عموما این بازی‌ها آینه زندگی و شخصیت سازندگانشان هستند.

در مستند «بازی مستقل» در کنار این محتوای جذاب، ساخت و ارزش‌های تولیدی هم به شکل اعجاب‌اوری بالاست و آدم را یاد مستندهای حرفه‌ای دیگر مانند «Inside Job» می‌اندازد.

فیلمبرداری و تدوین مستند از نظر من، از ۱۰، نمره ۱۰ می‌گیرند. و البته این مستند در جشنواره امسال ساندنس، جایزه بهترین تدوین مستند را به حق برده است.

کل مستند شبیه کلاس مستندسازی برای کسانی است که می‌خواهند با کیفیت جهانی فیلم بسازند و در عین حفظ نگاه هنری خود، کارهای آماتور و صدابرداری اعصاب خردکن و جامپ‌کات‌های بی‌دلیل نداشته باشند.

به بیان ساده، مستند «بازی مستقل» یک محتوای شیرین و لذیذ در یک بسته‌بندی بی‌نظیر و هنرمندانه است. شبیه شکلات‌های باکیفیت سوئیسی یا شیرینی‌های رنگارنگ یزدی!

زندگی بازیگر٬ بعد از بازی در فیلم پورنوگرافی

 فيلم مستند «بعد از پايان پورن After porn Ends»٬ فقط يک مستند اجتماعی جذاب و پاسخ به يک فضولی هميشگی نيست٬ بلکه يک مستند خوب است که بسيار ساده٬ اما دراماتيک و ديدنی ساخته شده است.

موضوع فيلم٬ به سادگی نامش نيست. برخلاف تصوری که احتمالا اين نام به وجود می‌آورد٬ فيلم درباره زندگی روزمره يک بازيگر فيلم پورنوگرافی بعد از کارش نيست بلکه برخورد عميق‌تری با زندگی بازيگران اين دسته از فيلمها در اين مستند به تصوير کشيده شده است.

ماجرا از ورود به صنعت پورنوگرافی آغاز می‌شود. طبيعتا هيچ کدام از بازيگران٬ پيش‌بينی نمی‌کردند که روزی بازيگر فيلم پورنو می‌شوند. به قول جامعه‌شناسی که در فيلم با او مصاحبه شده٬ هيچ دختر يا پسری در کودکی نمی‌گويد که وقتی بزرگ شد٬ بازيگر فيلم پورنو خواهد شد.

نخستين بخش جذاب فيلم٬ پاسخهای بازيگران به اين سئوال است که چطور از صنعت پورنوگرافی سردرآورده‌اند و چطور راضی شده‌اند تا برای نخستين بار٬ در برابر دوربين با يک نفر ديگر بخوابند. توصيف نخستين تجربه بازيگری در فيلم پورنوگرافی٬ به شدت برای من تکان‌دهنده٬ غيرقابل پيش‌بينی و دور از ذهن بود. هر چند که تجربه‌ سوژه‌های این فیلم٬ متفاوتند اما ميزان فشار روانی بر روی اين انسانها در نخستين تجربه‌شان٬ فراتر از آن چيزی بود که می‌توانستم تصور کنم.

مرور کوتاهی بر زندگی در دوران حضور در اين صنعت بخش بعدی فيلم است و به اين ترتيب٬ بعد از تقريبا نيم ساعت٬ پاسخ به سئوال کليدی فيلم آغاز می شود: زندگی يک بازيگر فيلم پورنوگرافی بعد از اينکه از اين صنعت خارج می‌شود چطور می‌گذرد؟

سوژه‌های فيلم به دلايل گوناگون از اين صنعت خارج شده‌اند. از بازنشستگی طبيعی به دليل کهولت سن٬ تا اعتقادات مذهبی شديد و عذاب وجدان دائمی بازی در فيلم پورنو٬ از دلايل خروج از اين صنعت هستند.

اما نکته‌ای که شايد کمتر کسی به آن توجه کند٬ واقعيتی است که يک کارگردان فيلم پورنوگرافی آن را در اين فيلم بازگو می‌کند: خروجی واقعی از اين صنعت وجود ندارد.

پورنوگرافی٬ حرفه‌ای است که قضاوت تندی عليه آن در جامعه وجود دارد. قانونی بودن يا قانونی نبودن در کشورهای گوناگون٬ تفاوتی در اصل ماجرا ايجاد نمی‌کند. مهم اين نيست که تهيه‌کنندگان و بازيگران اين فيلمها ماليات می‌دهند يا نه٬ مساله اين است که برخلاف حرفه‌ای مانند تن فروشی٬ که می‌تواند از اطرافيان٬ خانواده و هر کسی که در آينده سرراه طرف است٬ مخفی شود٬ پورنوگرافی٬ عموما چنين شانسی را به طرف نمی‌دهد.

بازيگر فيلم پورنوگرافی٬ بعد از يک بار حضور در چنين فيلمی٬ برای باقی عمرش٬ در خانواده‌ای که می‌خواهد تشکيل دهد٬ برای بچه‌ای که می‌خواهد بزرگ کند٬ برای همکار شغل آينده‌اش٬ برای شوهرش٬ زنش٬ مادرش٬ پدرش٬ برای همسايه‌اش٬ صاحب‌خانه‌اش٬ قصاب سرکوچه و پستيچی و کارمند بانک و … ٬ در يک چشم برهم زدن٬ از موقعيت اجتماعی خود به «بازيگر فيلم پورنو» سقوط می‌کند٬ چرا که همه اين آدمها می‌توانند بينند بالقوه آن فيلم باشند!

لحظه‌ای را تصور کنيد که مادری مهربان٬ جوان و خوش‌پوش و خوش‌برخورد٬ برای تشويق فرزند درس خوان خود در بازی بستکبال به مدرسه کودکش می‌رود و در ميانه مسابقه٬ متوجه نگاههای سمج پدر يکی ديگر از کودکان می‌شود. کابوس سراسر عمر مادر جوان٬ بار ديگر تکرار می‌شود: پدر سمج٬ فيلم پورنوی او را ديده است.

انتخاب هوشمندانه بازيگران سابق فيلمهای پورنو يکی از ويژگی‌های عالی مستند «بعد از پايان پورن» است. در سراسر اين مستند قصه زندگی بيش از ۱۰ نفر از اين بازيگران روايت می‌شود و در ميانشان٬ روايتهای بسيار متفاوتی ديده می شوند: از مردی که از سابقه‌اش در فيلمهای پورنو و زندگی مرفه امروز خود٬ بسيار راضی است٬ تا زنی که بارها رو به روی دوربين اشک می‌ريزد و با عجز می‌گويد که زندگی‌اش را بعد از صنعت پورنوگرافی٬ وقف مسيح کرده است. اين انتخاب‌های دقیق٬ کاملا نگاه بی‌طرف تهيه‌کننده را به مساله‌ای که همه درباره آن قضاوتی اخلاقی دارند٬ تضمين کرده است.

اين مستند خواسته يا ناخواسته٬ بر روی قضاوت اخلاقی بيننده نيز تاثير می‌گذارد. در همين فيلم٬ رابطه جنسی در فيلم پورنو٬ بارها و توسط افراد گوناگون٬ رابطه‌ای حيوانی توصيف می‌شود. اما فيلم که تمام می‌شود٬ يک موضوع در ذهن بيننده قطعا تثبيت شده: بازيگران همين روابط جنسی به گفته آنها «حيوانی» بی‌ترديد انسان‌هايی هستند مانند باقی انسانها.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: