سرخوشی امشب

میانه آهنگی از محسن چاووشی هستم به نام charm که به شکل عجیبی از گوش های من سردرآورده اند! (این هم از عجایب last.fm برای موسیقی فارسی است. تا حالا با نام کسی مثل محسن نامجو یا کیوسک رادیوی این سایت را راه انداخته اید؟)

موسیقی آهنگ را انگار در ۵ دقیقه با گاراژبند ساخته اند. شعرش هم احتمالا توی تاکسی نوشته شده. یک بار شنیدنش خالی از فرح نیست. همین حالا تمام شد و آهنگ دیگری شروع شد به اسم «حالم بده» از بنیامین نامی که اتفاقا همین نوشته ام را که هنوز نمی دانید درباره چیست توجیه می کند. نظریه ای من درآوردی است به نام لذت ابتذال. اگر قرار باشد که موسیقی گوش نکنی و نیمه شب نشسته باشی و دنبال چیزی بگردی که لبخندی به لبت بکشاند چه راههایی هست؟

سئوال دقیقی نبود، ولی به جوابی که من دنبالش هستم شما را نزدیک می کند.

موسیقی ساده فهمی که عمرا شما را به فکر نمی برد و هیچ احساسی به شما نمی دهد در کنار متن ترانه ای که گاه از بس مضحک است آدم را به خنده می اندازد! این دقیقا چیزی است که همین حالا کشف کرده ام و می تواند با تمام در دسترس بودن و سادگی احمقانه اش، لذت بخش هم باشد. فقط تنها یک گیر کوچک دارد. این آهنگ ها را باید دقیقا در لحظه اش گوش کنی. آن وقت می توانی لبخند بزنی و سرت را تکان دهی و اطرافیانت را به خنده بیاندازی و فضای خانه را زیر و رو کنی. وگرنه بیشتر حال به هم زن و اعصاب خرد کن می شوند.

رسیدم به آهنگی از محسن چاووشی به نام «پرنده» که در میانه اش چهچه کامپیوتری دارد. هر چند نتوانستم تا آخر تحملش کنم و رفتم روی بعدی ولی آن لبخند چند ثانیه ای را در خود داشت.

بعدی بهتر بود چون آهنگی است به اسم «عروس من» و در لحظه شروعش یک صدای سکسی گفت: «my bride, music by … arrange by … and …» عالی بود. شاید بالاخره فهمیدم که چرا سال های پیش در ایران ناگهان جواد یساری میان گروهی از دوستانم مد شد و نمی فهمیدم آنها از چه چیز جواد یساری خوششان آمده. شاید هم آن یک پدیده دیگر بود که ربطی به شرت و پرت های امشب نداشت.

Advertisements