فکر کردن با صدای بلند

برچسب‌ها: خاورمیانه

میدانی برای آزادی و انقلاب

the-square-film-poster-netflix

یکی از نامزدهای اسکار بهترین مستند امسال، فیلمی است به نام «میدان»، ساخته یک فیلمساز مصری – آمریکایی برای روایت انقلاب مصر.

اولش شاید فکر کنید که فیلم ماجرای انقلاب مصر در میدان تحریر قاهره و به زیر کشیدن حسنی مبارک است. بعدش هم فکر می‌کنید که خب، انقلاب ضد مبارک در نهایت از اسلامگرایی دیکتاتورمآب محمد مرسی سر درآورد و آخرش به کودتا ختم شد و الان هم که معلوم نیست چه بلایی سرشان بیاید.

شاید با همین افکار، قید دیدن فیلم را بزنید. اصلا چرا باید ماجرای یک انقلاب شکست خورده را تماشا کرد و احساساتی شد؟

ولی واقعیت میدان تحریر قاهره و انقلابیون مدرن و دموکراتش، به این سادگی نیست. واقعیتی که فیلم «میدان» را هم دیدنی می‌کند این است که انقلابیون میدان تحریر، هنوز ساکت ننشسته‌اند و کماکان در قلب تحولات نقش بازی می‌کنند.

ماجرای فیلم «میدان» به روزهای نخست انقلاب مصر و سرنگونی حسنی مبارک ختم نمی‌شود. بلکه فیلم عملا با سرنگونی مبارک آغاز می‌شود و ما با تعقیب کردن چند شخصیت ثابت، انقلاب مصر را تا سرنگونی محمد مرسی دنبال می‌کنیم.

یک جوان مصری سکولار، یک جوان از خارج برگشته سکولار و یکی از اعضای اخوان‌المسلمین که همه با هم دوست هستند، در جریان فیلم با هم انقلاب می‌کنند، مبارک را پایین می‌کشند، نظامیان را پایین می‌کشند، سر انتخابات به جان هم می‌افتند، سر مرسی از هم جدا می‌شوند و در پایان، رودروی هم قرار می‌گیرند.

فیلم «میدان» مستندی تکان دهنده از تحولات سیاسی دو سال اخیر مصر است که به زبانی ساده، موانع بیشمار بر سر راه دموکراسی را برای یک کشور خاورمیانه‌ای استبداد‌زده تصویر می‌کند، اینکه چگونه در غیاب جامعه مدنی و فعالیت سیاسی آزادانه در چند دهه گذشته، شکل‌ دادن یک دموکراسی کارآمد، به زمان و حوصله نیاز دارد.

و اینکه چگونه اسلامگرایی آزادی ستیز و ضد دموکراسی می‌تواند مانند ویروس کشنده و یک بیماری خطرناک، به جان یک جنبش آزادیخواه بیافتد و آن را از پا بیندازد.

دیدن فیلم برای یک ایرانی جذابیت مضاعف دارد. فارغ از هجوم احساسات متناقض (از حسادت تا خوشحالی) که در ذهن آدم پدیدار می‌شود، جایی از فیلم گویی یکی از شخصیت‌های فیلم صدای درون ذهنت را می‌شنود و در میانه یکی از بحثهای تمام نشدنی فیلم بر سر اختلاف‌نظرهای سیاسی، درباره اخوان المسلمین و بلایی که بر سر مصر می‌آورد، می‌گوید: «این اسلامی‌ها قدم قدم می آیند و همه چیز را می‌گیرند و بعد همه ما را سرکوب می‌کنند و دیگر نمی‌گذارند حرف بزنیم. درست مثل ایران.»

Advertisements

بیان منصفانه٬ متعادل و حقیقت‌گوی روزنامه واشنگتن پست

واشنگتن پست در روز ۱۵ نوامبر و در آغاز حمله اسرائیل به غزه٬ در صفحه نخستش عکسی چاپ کرد از مردی که فرزند کفن‌شده خود را به آغوش کشیده و ضجه می‌زند. عکسی است بسیار تاثربرانگیز و دردناک.

گروههای یهودی – به ویژه یهودیان آمریکا – به چاپ این عکس به شدت اعتراض می‌کنند. استدلال برخی از معترضین این است که عکس چاپ شده٬ همه حقیقت را نمی‌گوید و چنین اقدامی٬ رویکردی متوازن برای پوشش اخبار درگیری غزه نیست.

پاتریک پکستون٬ مسئول بررسی شکایات وارده در روزنامه واشنگتن پست٬ پیگیر قضیه شده و توضیحاتی درباره انتشار این عکس نوشته است. او در این توضیح کوتاه٬ استدلال گروه عکس روزنامه واشنگتن پست را به دقت تشریح کرده است. (پیشنهاد می‌کنم این نوشته کوتاه را حتما بخوانید.)

این توضیح اما دو حاشیه زیرین دارد که از اصل ماجرا برای من جالب‌تر است.

اول اینکه اسرائیل و یهودیان٬ به راحتی جنگ تبلیغاتی را به فلسطینیان باخته‌اند و دستکم در مورد اخیر به رغم تلاش گسترده دولت کشورشان٬ نتوانستد همدلی افکار عمومی را برای حمله به غزه به دست آورند.

در بخشی از توضیح روزنامه واشنگتن پست با حوصله توضیح داده شده که وقتی صحبت از توازن – balance –  در پوشش خبری است٬ باید به این حقیقت توجه کرد که قدرت نظامی فلسطینیان بسیار محدود است و موشک‌هایشان مقدار کمی مواد منفجره حمل می‌کنند و دقت هدف‌گیری ندارند و در مناطق خالی از سکنه فرود می‌آیند.

در مقابل ارتش اسرائیل٬ قدرتمندترین ارتش خاورمیانه است و تمامی فناوری‌های پیشرفته ارتش آمریکا را در اختیار دارد. علاوه بر این٬ سپردفاع موشکی «گنبد آهنین»٬ پیشرفته‌ترین سیستم دفاعی در نوع خود است.

از اینها مهم‌تر٬ پکستون یادآوری می‌کند که سوژه عکس٬ یک روزنامه‌نگار بی‌گناه فلسطینی است که فرزند بی‌گناهش در بمباران اسرائیلی‌ها کشته شده است. اما تا آن زمان٬ هنوز حتی خون هم از دماغ یک اسرائیلی غیرنظامی نیامده بود و اصولا اتفاق مشابهی در آن سوی مرزها رخ نداده تا روزنامه واشنگتن پست با چاپ عکسی از طرف مقابل٬ توازن و تعادل را رعایت کند.

دومین نکته حاشیه‌ای جالب٬ قیافه کسانی است که اعتقاد دارند٬ رسانه‌های دنیا – یا رسانه‌های غربی یا رسانه‌های جریان اصلی (مثل سی ان ان٬ واشنگتن پست٬ رویترز٬ آسوشیتدپرس و …) رویه مشابهی در خبررسانی دارند و دربست در خدمت اهداف روسایی خاص (صهیونیست‌ها٬ امپریالیست‌ها٬ بنگاه‌های تجاری بزرگ٬ اسلحه‌فروشان٬ شرکت‌های نفتی و …) هستند!

متاسفانه این دیدگاه از نگاه من بی‌پایه٬ در بین روزنامه‌نگاران ایرانی بسیار طرفدار دارد. حتی اساتیدی هم هستند که به اشکال مختلف همین توهمات را به ذهن شاگردانشان منتقل می‌کنند.

برایم جالب است بدانم که این گروه در برابر چاپ این عکس در روزنامه واشنگتن پست و دفاع جانانه‌ آنها از چاپ عکس چه می‌گویند؟ و چطور در برابر این واقعیت که تفکرات کهنه‌شان چون خانه‌ای روی آب٬ از هم می‌پاشد٬ کماکان خودشان را توجیه می‌کنند که حق با آنهاست و هنوز کاسه‌ای زیر نیم کاسه هست؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: