فکر کردن با صدای بلند

برچسب‌ها: انتخابات

روزهای سخت و غم‌انگیز بی‌بی

31DIPLO-superJumboآخر اسفند انتخابات اسرائیل است و باید سرنوشت نتانیاهو روشن شود؛ نتانیاهوی پر سر و صدا که از بمباران و جنگ و شهرک‌سازی و کل‌کل با ایران هیچ ابایی ندارد … اما این‌بار شاید گروهی از فلسطینی‌ها آرزو کنند که او دوباره در انتخابات پیروز شود و در قدرت بماند! چطور انتخاب دوباره یک دست‌راستی که میانه‌ای با صلح و تشکیل کشور فلسطین ندارد، می‌تواند به نفع دیپلماسی فلسطین باشد؟

کلید ماجرا در دست کلیددار کاخ سفید است.

بی‌بی (نتانیاهو) خط‌ قرمزهای کاخ سفید را یکی بعد از دیگری پشت سر گذاشته و حالا کار به جایی رسیده که وقتی ۱۲ اسفند – به عنوان نخست وزیر اسرائیل و در یک سفر رسمی – به واشنگتن می‌رود، حتی با رئیس جمهور آمریکا یک چایی هم نخواهد خورد. باید برود به کنگره، برای نمایندگانی که حدود نیمی‌شان حسابی از دستش عصبانی هستند سخنرانی کند، و سریع برگردد به اسرائیل و خودش را برای انتخابات ۲۹ اسفند آماده کند. بی‌بی به خاطر ایران به قمار بزرگی دست زده که جز گرفتاری و دشمن‌تراشی برایش ثمری نداشته.

در واقع تلاش نتانیاهو و فشار روزافزونش برای تصویب تحریم ایران در کنگره، به کلی نتیجه معکوس داشته. او که به نظر می‌رسید در ائتلاف همیشگی با جمهوریخواهان آمریکایی، بعد از انتخابات میان‌دوره‌ا آمریکا، قدرت مانور بالایی در کنگره خواهد داشت، به دعوت رئیس مجلس نمایندگان آمریکا پاسخ مثبت داد تا روز ۱۲ اسفند در کنگره سخنرانی کند. اما این کارش نه تنها آب پاکی را بر روی دستان اوباما و کری ریخت، بلکه حتی خون نزدیکترین دوستان اسرائیل را در حزب دموکرات آمریکا به جوش آورد. بهرحال دموکراتها گوشت همدیگر را بجوند، استخوانهای همدیگر را دور نمی‌اندازند. نتیجه فشار مضاعف نتانیاهو این بود که دموکراتهای منتقد اوباما، پشت طرح تصویب ایران را خالی کردند.

اما آنطور که نیویورک تایمز نوشت، نتانیاهو باز میدان را خالی نکرد. نه غرولند کاخ سفید و اعلام اینکه اوباما با او دیدار نخواهد کرد و نه بیانیه دو روز پیش دموکراتهای کنگره او را ناامید نکرد. او گوشی را برداشت و به تک تک سناتورها و نمایندگان سرشناس حزب دموکرات زنگ زد تا قانعشان کند که نمی‌خواهد چوب لای چرخ رقابت سیاسی آنها و جمهوریخواهان بگذارد.

برای فهم سوءمحاسبه عمیق بی‌بی، حرفهای هری رید در نیویورک تایمز به شدت گویاست. او یک سناتور مهم حزب دموکرات است که در حال حاضر رهبری فراکسیون دموکرات‌های سنا را در اختیار دارد. همزمان او یکی از سرشناس‌ترین دوستان اسرائیل است و در حمایت از این کشور در خاورمیانه، معمولا سنگ تمام می گذارد. اما حتی این یار غار اسرائیل هم به نتانیاهو، پای تلفن گفته است که نکن! این کارها را نکن! به کنگره نیا! علیه ایران سخنرانی نکن! هری رید به بی‌بی گفته این کارها که تو می‌کنی، به خودت آسیب می‌زند.

نتانیاهو به نانسی پولسی که در حال حاضر ریاست فراکسیون دموکراتهای مجلس نمایندگان را به عهده دارد هم زنگ زده است. نتیجه این مکالمه تلفنی همین بس که خانم پولسی قبل از گزارش نیویورک تایمز، به صراحت گفت که از دست کارهای نتانیاهو سردرد گرفته.

در چنین شرایطی، نتانیاهو ستاره سالها مجادله با دم و دستگاه اوباما هم هست! در واقع الان دیگر فقط مساله این نیست که او به کل تشکیلات دیپلماسی اوباما پشت کرده و می‌خواهد به واشنگتن برود. مساله این است که حالا دیگر به اینجای اوباما رسیده و این شیرین‌کاری آخری، ادامه یک سلسله کارهایی است که همگی به رغم مخالفت دولت آمریکا انجام می‌شدند.

در چنین شرایطی است که همین امروز (۱۱ بهمن)، دولت آمریکا بار دیگر یقه نتانیاهو را در مساله شهرک‌سازی در مناطق اشغال شده می‌گیرد.

حالا با این وضع، و در حالی که نتانیاهو تلاش می‌کند زیرآب اوباما را جلوی هم‌حزبی‌های خودش بزند، او ۱۲ اسفند در کنگره سخنرانی خواهد کرد. بعدش برمی‌گردد و اگر انتخابات پایان سال را ببرد، باید تا روز ۱۸ آبان سال ۹۵ با رئیس جمهور ایالات متحده در موقعیت دردآور کارد و پنیر سر کند؛ دوره‌ای که می‌تواند به یکی از تاریک‌ترین و بحرانی‌ترین روزگار روابط اسرائیل و آمریکا تبدیل شود.

اگر شما فلسطینی بودید و گرفتار «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) در این دنیای پر زد و بند، دیگر چه آرزویی داشتید جز یخ زدن هر چه بیشتر روابط آمریکا و اسرائیل؟ اینطور که بویش می‌آید، راه‌حل شما قدرت گرفتن دوباره همین نتانیاهوی سرسخت است که روزگاری در جوانی در یک مناظره دانشگاهی گفت: فلسطینی‌ها کشور خودشان را دارند. اسمش اردن است!

غیرسیاسی‌ترین مستند ممکن از سیاسی‌ترین اتفاق جهان

MITT

مستند «میت» روایت کمپین میت رامنی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. حدود نیم ساعت اول، ماجرای سال ۲۰۰۸ و باخت میت رامنی به مک کین در انتخابات درون حزبی جمهوریخواهان است و بخش اصلی فیلم هم ماجرای سال ۲۰۱۲ و باخت میت رامنی در برابر باراک اوباما.

اما این یک مستند سیاسی معمولی از یک بازنده سیاسی نیست. در واقع قضیه کاملا برعکس است! این فیلم، غیرسیاسی‌ترین مستند ممکن از یک ماجرای عمیقا سیاسی است. اگر میت رامنی می‌خواست به دنیای سیاست برگردد، این مستند کمک بزرگی برای او بود، ولی گویا او چنین قصدی ندارد.

کمپین ریاست جمهوری آمریکا، یکی از عجیب‌ترین و نفس‌گیرترین رقابت‌های سیاسی جهان است که بخشی از آن بر روی صحنه و با حضور تماشاگران رخ می‌دهد و بخش بزرگی از آن پشت پرده اتفاق می‌افتد. اتفاقات پشت پرده، اوج سیاست‌ورزی رهبرانی است که اگر شطرنج آن پشت را ببازند، اصولا به روی صحنه راه نمی‌یابند.

فیلم «میت» آن ماجراهای پشت پرده را به کلی کنار گذاشته! و همزمان، دوربین به شکلی باورنکردنی و دور از انتظار به میت رامنی و کمپین او نزدیک است. دوربین از لحظاتی تصویربرداری کرده که حتی حضور یک فیلمبردار در آن لحظات باورنکردنی است. نزدیک‌ترین و مهم‌ترین لحظاتی که خانواده رامنی دور هم نشسته‌اند و درباره مسایل کلیدی تصمیم می‌گیرند یا گپ می‌زنند. اما از مشاوران و تیم تبلیغاتی و سیاستمداران در فیلم خبری نیست.

مستند «میت» بیشتر از آنکه روایت یک سیاسیتمدار برای تصدی یکی از مهم‌ترین پستهای جهان باشد، قصه یک مرد است که با خانواده‌اش تصمیم گرفته یک کار بزرگی انجام دهد و وارد این کارزار می‌شود و در نهایت شکست می‌خورد. در فیلم به دقت این شکست از منظری کاملا انسانی تصویر شده است.

معجزه این مستند در جایی است که خیلی زود جمهوریخواه بودن میت رامنی اهمیت خود را از دست می‌دهد و دیگر مهم نیست که او درباره بیمه خدمات درمانی یا ازدواج همجنسگراها یا جنگ عراق و برنامه هسته‌ای ایران چه فکر می‌کند. چیزی که مهم است احساس او برای حضور در نخستین مناظره با باراک اوباماست. و اینکه او از اوباما ترسیده! و زنش – کاملا دستپاچه – سعی می‌کند به او امید بدهد و او با نگرانی یادآوری می‌کند که اوباما یک سخنران قهار است و از اینها مهمتر، رییس‌جمهور آمریکاست و مناظره کردن با مردی با این قدرت اصلا آسان نیست.

mitt 2

کمپین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، لحظات زیادی جلوی دوربین دارد. اما لحظاتی دیدنی هم پشت صحنه هست. مثل صحنه‌ای که رامنی از مناظره دوم با اوباما بیرون می‌آید و همه مشاوران و مدیران کمپین را پشت سر می‌گذارد و وارد اتاقی می‌شود که خودش و فرزندانش نشسته‌اند. جایی که تا دو دقیقه پیش یکی از پسرهایش با ناراحتی سرش را گرفته بود و می‌گفت که پدرش در مناظره گند زده! تصاویر واکنش این آدمها وقتی پدرشان را می‌بینند و واکنش رامنی وقتی می‌داند در مناظره خراب کرده، واقعا قابل ارزشگذاری نیستند.

بخش دیدنی و جذاب این مستند هم شکست رامنی در روز پایانی است. لحظه به لحظه با او از جایی که آرا می‌آیند تا لحظه‌ای که شکست را می‌پذیرد و در میان اشک و آه اطرافیانش، از کمپین خداحافظی می‌کند.

هیچ وقت به این موضوع فکر کرده‌اید که وقتی یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری می‌بازد، لحظه‌ای هست که سرویس مخفی آمریکا او را به خانه‌اش می‌رساند و برای همیشه با او خداحافظی می‌کند و در خانه تنهایش می‌گذارد؟ در واقع محافظینی که در طول مدت کمپین با او بوده‌اند، خیلی زود بعد از انتخابات دیگر دلیلی برای محافظت از او ندارند. او را به خانه‌اش می‌رسانند و می‌روند.

 نقطه اوج مستند «میت» جایی است که مخافظان او را به خانه‌اش می‌رسانند و او با همسرش بعد از یک سفر چند ماهه وارد خانه می‌شود و می‌رود به اتاق نشیمن و روی یک صندلی راحتی می‌نشیند. لحظه‌ای که به شکل غم‌انگیزی یادآوری می‌کند او هم انسانی است مانند بقیه. و شکست سنگینی در زندگی متحمل شده!

نامزدی میت رامنی، شبیه نامزدی یک بهائی برای ریاست جمهوری ایران است

با رای اين هفته ايالت تگزاس به ميت رامنی، سوت دقيقه ۹۰ رقابت برای نامزدی حزب جمهوريخواه در انتخابات رياست جمهوری آمريکا زده شد.

ميت رامنی تعداد آرای ضروری برای نامزدی را به دست آورد. و برای اولين بار در تاريخ ايالات متحده، يک مورمون، نامزد رياست جمهوری آمريکا شد. همچنين در تاريخ مورمون‌ها هم برای اولين بار، يک نفر از اين فرقه يا دين، برای تصدی بالاترين مقام سرزمين موعودشان – يعنی آمريکا – نامزد شد.

حالا زمانش رسيده تا هم جهانيان و هم خود مردم آمريکا، اطلاعاتشان را درباره مورمونها افزايش دهند. برای ايرانی‌ها هم سرنوشت سياسی ايالات متحده اين روزها از هر زمان ديگر مهمتر شده است.

درباره اينکه مورمونيسم يک دين مستقل است يا يکی از فرقه‌های دينی ديگر به نام مسيحيت، اختلاف نظر وجود دارد.

اما مورمون‌ها به هر شکل جوزف اسميت، بنيانگذار مورمونيسم را «پيامبر» می‌خوانند و معتقدند که خدا به همراه فرزندش، عيسی مسيح بر او ظهور کرده است تا مردم جهان را به راه راست واقعی و رستگاری واقعی رهنمود کند، چون کليسای مسيحيت از روز اول اين کار را به درستی انجام نداده و هيچ کدام از مذاهب مسيحی جهان، حقانيت ندارند.

تفاوت‌های بنيادين مسيحيت با مورمونيسم موجب شده تا هيچ کدام از کليساهای اصلی مسيحيت، مورمون‌ها را مسيحی نشناسند حتی اگر خودشان سعی کنند با درشت چاپ کردن نام عيسی مسيح در لوگوی کليسای خود، چنين تصوری را القا کنند.

از نظر جريان‌های مسيحی، مورمون‌ها يک دين مجزا هستند. و بر اساس اعتقادات يک مورمون، تنها راه سعادت اخروی، گرويدن به مورمونيسم و غسل تعميد به روش مورمونيسم است.

راحت‌ترين راه برای درک بهتر اوضاع آمريکا، مقايسه‌ای است که در عنوان اين نوشته می‌بينيد: کمابيش شرايط شبيه به حالتی است که روزی يک بهايی، نامزد رياست جمهوری ايران شود.

بهائيت و مورمونيسم، دو دين همسن و سال هستند. بهائيت يک دين ايرانی است. مورمونيسم هم يک دين آمريکايی است. و هر دو می‌توانند در کنار ارضای نياز دين‌جويی برخی از انسان‌ها، احساسات ملی‌گرايانه آنها را نيز ارضا کنند. در هر دو دين، نياز پرستش، بدون وابستگی به بيگانگان رفع می‌شود. و پيروان هر دو دين در کشورهای خود، به سختی آزار ديده‌اند و شکنجه شده‌اند.

هر دوی اين دينها، زمانی مهم‌ترين خطر برای امنيت عمومی تلقی شده‌اند و در هر دو کشور آمريکا و ايران، به شدت تلاش شده تا مورمونيسم و بهائيت، از اساس از بين بروند.

اما مسير رشد بهائيان در ايران، با وقوع انقلاب شيعی، به سوی سرنوشتی تلخ‌تر از سالهای ميانی قرن ۱۹ میلادی منحرف شد. در آمريکا کاتوليک‌ها يا پروتستان‌ها انقلاب مذهبی نکردند و برعکس بر ميزان تحمل مذهبی آنها در سه دهه اخير افزوده شده است.

حالا کار به جايی رسيده که يک مورومون می‌تواند نامزد رياست جمهوری و به شکل بالقوه رئيس جمهوری آمريکا شود. شايد اگر در ايران انقلاب نمی‌شد و امروز يک جمهوری سکولار در کشور حاکم بود هم، يک بهائی می‌توانست نامزد رياست جمهوری بشود.

رياست جمهوری يک مورمون از يک زاويه ديگر نيز جالب است. در کتاب «مورمون» که کتاب مقدس پيروان اين دين است و توسط جوزف اسميت در نيمه نخست قرن ۱۹ نوشته شده، ايالات متحده آمريکا جايگاهی ويژه و روحانی دارد.

در اين کتاب آمده – و مورمون‌ها باور دارند – که عيسی مسيح، دو هزار سال قبل به آمريکا سفر کرده است. از نظر مورمون‌ها، سرخپوستها، قبيله گمشده يهوديان هستند. و ايالات متحده، سرزمين موعودی است که مسيح در آن ظهور خواهد کرد، نه اسرائيل و اورشليم.

از نظر آنها، اورشليم در واقع در جايی است به نام «ايندپندس» در ايالت ميزری. حتی جوزف اسميت، پيامبر مورمون‌ها در زمانی که در اين شهر زندگی می‌کرد سعی کرد، جايی را به نام «صهيون» بسازد اما سرمايه‌گذاری مالی اشتباه و از دست رفتن پول در بازار سهام، موجب ورشکستگی او و مهاجرتش از ايندپندس شد.

حالا با رياست جمهوری احتمالی يک مورمون، عملا يک نفر با عقايد آخرالزمانی شبيه به محمود احمدی‌نژاد (با شيعه‌گری آخرالزمانی‌اش) قدرت سياسی سرزمين موعودش را به دست می‌گيرد!

مورمون‌ها معقدند که قانون اساسی ايالات متحده از جمله مقدمات ظهور دوباره عيسی مسيح و رستگاری ابدی مورمون‌هاست.

حالا با رياست جمهوری يک مورمون، عملا يک نفر با عقايد آخرالزمانی شبيه به محمود احمدی‌نژاد (با شيعه‌گری آخرالزمانی‌اش) قدرت سياسی سرزمين موعودش را به دست می‌گيرد! و شب‌ها موقع خواب دعا می‌کند که مسيح در ايندپندس ظهور کند و پوز احمدی‌نژاد بخورد. همانطور که احمدی‌نژاد هر شب سر نماز خواهان ظهور زودتر مهدی از توی چاه جمکران است.

اگر مشتاقيد در آستانه انتخابات رياست جمهوری آمريکا بيشتر درباره مورمون‌ها بدانيد، می‌توانيد مستند دو قسمتی PBS را درباره مورمون‌ها ببينيد. (اين مستند از سری مستندهای American Experience است که سری بسيار آبرومندی است و مستندهايش کلی جايزه برده‌اند):

قسمت اول را از اينجا ببينيد. (لينک به سايت PBS – مدت مستند ۱۱۱ دقيقه)

در قمست اول اين مستند، تاريخ صدر مورمونيسم را خواهيد ديد. ظهور حضرت جوزف اسميت، وحی الهی، نوشتن «کتاب مورمون» به امر الهی و طبيعتا دستور الهی اختيار همسران بی‌شمار و دستور پروردگار رحمان و رحيم به پيروانش: اگر پولتان می‌رسد، زن‌های بيشتری را به همسری خود درآورديد، ثواب دارد.

قسمت دوم را از اينجا ببينيد. (لينک به سايت PBS – مدت مستند ۱۱۲ دقيقه)

در قسمت دوم چگونگی قدرت گرفتن مورمون‌ها در جامعه آمريکا را خواهيد ديد. اينکه روش تبليغ اين دين به چه شکل است و چگونه در يک دين، دو سال تبليغ دينی، به يک وظيفه مذهبی مهم – شبيه به سربازی – برای تمامی ۱۹ ساله‌های مورمون تبديل شده است. (میت رامنی هم دو سال از عمرش را وقف تبلیغ مورمونیسم کرده است.) و اينکه شعبه اصلی مورمون‌ها چگونه چالش‌های اصلی قرن بيستم را از سر گذارند: ممنوع کردن چند همسری، زير پاگذاشتن قانون نژادپرستانه شيطان بودن سياهپوستان در مورمونیسم و حالا گرفتاری دائمی مورمون‌ها با حقوق زنان و حقوق همجنسگرايان.

از مجموعه هلو برو توی گلوی کتاب‌های «يک آشنايی خیلی کوتاه» که توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر می‌شوند، يک «آشنایی خیلی کوتاه با مورمونيسم» منتشر شده است. اين کتاب هم يک راه راحت و مطمئن و سريع برای آشنايی دقيق با اين دين است.

اطلاعات اين يادداشت درباره مورمونيسم از اين کتاب و مستند PBS نقل شده‌اند.

بیانیه تازه، سوالات تازه

یک روز بعد از عاشورا دوستی متحیر بود که چرا حاکمیت و در واقع شخص خامنه ای یک قدم عقب نشینی نمی کند و روز به روز بر شدت برخورد با مخالفان و منتقدانش می افزاید.

پرسیدم کجا عقب نشینی کند؟ بگوید احمدی نژاد رییس جمهور نباشد؟ خودش از قدرت کناره بگیرد؟ از قدرت کناره بگیرد به کجا برود؟ برود توی زندان؟ برود قم؟ برود سوریه یا عراق؟ چکار بکند که مردم دست از اعتراض بردارند؟ و در عین حال احساس نکند که دو روز بعدش کشته می شود؟ کدام آدم عاقلی در موقعیت مشابه دستور می دهد که با تظاهرات مخالفانی که فریاد می زنند مرگ بر تو برخورد نشود؟ کجای دنیا مردم فریاد زده اند مرگ بر تو و طرف به این راحتی کوتاه آمده؟

خوشبختانه حالا جایی برای عقب نشینی پیدا شده. بیانیه موسوی فارغ از کلی گویی ها و مقدمه طولانی و حاشیه های غریبش حداقل چهار خواسته روشن دارد. و یک خواسته قابل تفسیر: خواسته اول در لفافه از خامنه ای می خواهد که حمایت بی چون و چرا از دولت احمدی نژاد را کنار بگذارد. (که البته منطقی این بود که با صراحت بگوید. نه اینکه باز بگذارد هوادارنش تفیسر کنند.)

اما سوال نیمه شب ذهن من باز از شرایطی خیالی اما محتمل ریشه می گیرد. گیرم احتمالش کم باشد اما غیرمنطقی نیست که خامنه ای با هدف بازگرداندن ثبات به جامعه و پایان دادن به زنجیره اعتراض ها قدمی به عقب بردارد و به بخشی از خواسته های موسوی تن بدهد. اینجاست که سوال های تازه خلق می شوند چرا که آن وقت نوبت به موسوی و کروبی و مردم خواهد رسید که عقب نشینی کنند.

از بدبینی شخصی خودم به نتیجه بخش بودن این درخواست های مسالمت جویانه که بگذرم از این سوال نمی توانم بگذرم: اگر موسوی و کروبی عقب نشینی کنند مردم هم عقب نشینی می کنند؟ حداقل گروهی که به صراحت با شعارهایشان نشان داده اند که با بخش هایی جدی از همین بیانیه موسوی هم موافق نیستند، گروهی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی و اساس جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند، کجای این معادله ایستاده اند؟

اینطور هم می شد که سرنوشت تو رقم بخورد

فکر کن که سالها رنج بی پولی کارگری پدرت عذابت داده بود. فکر کن که وقتی از دستش دادی بچه محصل معصومی بودی که به پاک کن های رنگارنگ همکلاسی هایت حسادت می کردی.

فکر کن عمری تنهایی و رنج مادرت و خواهرانت و برادرانت فقط با روغن و برنج ماهانه کمیته امداد تسکین پیدا می کرد. فکر کن بعد از دیپلم و سربازی زدی از خانه بیرون و رقتی پایتخت که پیشانی نوشت فقر خانوادگی ات را برای همیشه پاک کنی.

کاری بلد نبودی. مدرکی نداشتی. پولی نداشتی. در شهرک های جنوب پایتخت در حال فراموش شدن بودی که مرد مهربانی در مسجد محله برایت کاری پیدا می کرد در جایی مثل خدمات اداره دادگستری. آنجا لوله کشی یاد می گرفتی.

در کارت پیشرفت می کردی. حقوقت را قران به قران جمع می کردی و زن می گرفتی. با وام دولتی خانه ای در جنوب شهر واقعی اجاره می کردی و از آن شهرک های نکبتی می زدی بیرون. سر وقت نماز می خواندی تا هم برای پیرمرد مهربان مسجد محله قدیمی ات دعا کنی و هم به رییس بسیجی ات ثابت کنی که آدم خوبی هستی.

وام می گرفتی و یخچال می خریدی.  از تعاونی دادگستری تلویزیون رنگی می خریدی با دی وی دی پلیر. عیدی سکه می گرفتی و برای بچه هایت لباس نو می خریدی. برای زنت طلا می خریدی. هر شب سر نماز از خدا تشکر می کردی که از بدبختی بی انتهایت نجاتت داده …

و بعد انتخابات می شد.

سردرنمی آوردی چه شده اما مدام سرنماز دعا می کردی که همه چیز به روز اول برگردد. آقای خامنه ای عصبانی نباشد. احمدی نژاد که درست نمی شناختیش رییس جمهوری باشد. بتوانی باز هم وام بگیری. شاید روزی خانه بخری. اصلا شاید اسمت در قرعه کشی دادگستری بیرون می آمد و می توانستی ماشین هم ثبت نام کنی. و بچه هایت را بفرستی دانشگاه که قاضی شوند. فکر کن احساسی به تو می گفت اینها که در خیابان فریاد می زنند همه آرزوهایت را به باد خواهند داد.

آن وقت چهارشنبه نمی رفتی توی راهپیمایی و عکس خامنه ای را دستت نمی گرفتی؟

این طور هم می شد که سرنوشتت رقم بخورد. اینطور هم باز ایرانی بودی. باز هم حقوقی داشتی.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: