زندگی حیرت‌انگیز مرموزترین نویسنده لعنتی قرن

بدست K.

اگر در ۱۷ سالگی «ناطور دشت» (لینک به ویکی‌پدیا) را خوانده باشید و دیوانه‌وار شیفته کتاب شده باشید، وقتی بشنوید که یک مستند درباره نویسنده مرموز و دوست داشتنی کتاب تولید شده، احتمالا اولین واکنشتان اندکی خشم و غضب روشنفکرانه خواهد بود. جی دی سالینجر برای خیلی از هوادارانش فراتر از مستند است. او فراتر از زندگینامه است. در دنیایی که هیچ چیز مقدس نیست، او پیامبر مقدسی است که سالها در دخمه دوری کتابهای بیشماری نوشته و دیر یا زود این کتابها منتشر خواهند شد. (۱)

WFTCRMImageFetch

 من با چنین روحیه‌ای فیلم «سالینجر» را دیدم. مستندی درباره نویسنده‌ای که انگاری هیچ فیلمی از او نیست و تعداد مصاحبه‌هایش از تعداد انگشتان یک دست کمتراست.سازنده مستند با ۱۵۰ نفر مصاحبه کرده تا سالینجر را برایمان تعریف کند. از نزدیکان و دوستان سابق تا نویسنده و روزنامه‌نگار و منتقد. مصاحبه‌شوندگان هم با نامهایشان معرفی نمی‌شوند بلکه با همین عناوینی که نوشتم معرفی می‌شوند که تکنیک چندان جالبی به نظرم نرسید.

 به نظرم سازنده مستند هم می‌دانسته که بر روی چه سوژه خطرناکی انگشت گذاشته. ساختار روایت در مستند به شدت حرفه‌ای و جذاب چیده شده و به جای یک داستان خطی ساده از زندگی سالینجر، یک کولاژ هیجان انگیز از نظر ترتیب حوادث تهیه شده تا همزمان با ماجراهای کودکی و جوانی از نویسنده‌ای بشنویم که چهل سال از چشم عموم مخفی ماند.

 در این مستند حقایق ناگفته فوق‌العاده‌ای درباره سالینجر وجود دارد. از آنچه در جنگ جهانی دوم بر او گذشت، ازدواج با یک زن آلمانی که نازی بوده، تلاش دردناک برای انتشار داستان در نیویورکر، رد شدن اولیه ناطور دشت و زندگی اجتماعی سرحال و سرزنده سالینجر در نیویورک پیش از موفقیت ناطور دشت تا زندگی غریب و دیوانه‌کننده سالینجر بعد از ناطور دشت و شهرت خیره‌کننده و موفقیت یک شبه کتاب و نامه‌های عاشقانه و مخفی‌کاری بیمارگونه‌اش.

 اینها با یک سری عکس و ویدئو که تا امروز منتشر نشده‌اند و همچنین جزییات خیره‌کننده‌ای درباره کتابهای سالینجر که قرار است از سال ۲۰۱۵ منتشر شوند، مستند «سالینجر» را به مجموعه‌ای دلچسب تبدیل کرده‌اند که دیدنش برای من تجربه بسیار خوشایندی بود.

چه اگر عاشق سالینجرید و چه حتی اگر یادتان نمی‌آید که ماجراهای ناطور دشت چی بود و فرنی و زویی کی بودند و ماجرای نقاش خیابان چهل و هشتم چی بود باز دیدن این فیلم می‌تواند دستکم مشتاقتان کند که قبل از انفجار احتمالی سالینجرمانیا در سال ۲۰۱۵، همه کتابهایش را دوباره بخوانید.

پانوشت:

۱ – چهار دهه سکوت ادبی سالینجر، برای کسی که داستانهای او را دوست دارد، بخشی از حیات ادبی و نشانه حقانیت فرهنگی نویسنده است. او فراتر از فهرست‌های فروش و عکس پشت جلد و جایزه و شهرت و پول و مصاحبه و پرتره بر روی جلد تایم، در تمام این سالها به کار ادبیات مشغول بوده. زندگی عمیقا زاهدانه‌ای برای رسیدن به درجه‌ای متعالی از خلاقیت ادبی! رفتاری ستایش برانگیز که همزمان برای خواننده‌ای چون من سرشار از تناقضی دردناک است و نتیجه‌ای نداشته جز اینکه نوشته‌های چهار دهه پایانی عمرش به دستم نرسیده و اگر خیلی به این بعد از زندگی ادبی سالینجر فکر کنم، آرام آرام از او متنفر می‌شوم!

Advertisements