دلایل حرفه‌ای اشتباه صدا و سیما در پوشش خبر زلزله آذربایجان

بدست K.

پوشش خبر زلزله آذربایجان در صدا و سیما متناسب با اصل خبر نبود. به ویژه شبکه خبر که عمده ساعات روز اول و دوم بر روی میز کار من روشن بود٬ در پوشش خبرهای زلزله بسیار ضعیف بود.

به دلایل حرفه‌ای که در ادامه می‌نویسم٬ سردبیران و دبیران تصمیم‌گیرنده در شبکه خبر یا واحد مرکزی خبر باید بازخواست شوند. مگر اینکه تصمیم ادیتوریال در این میان نقشی نداشته و تصمیمی خارج از تحریریه و اصول روزنامه‌نگاری در این زمینه دخیل بوده که مسئولیت را از شانه ادیتورها٬ بر دارد.

اگر استدلال حرفه‌ای مطرح باشد٬ دبیر تصمیم‌گیرنده می‌تواند به تعداد کشته‌ها استناد کند و بگوید در این زلزله حدود ۳۰۰ نفر مرده‌اند و برای همین با زلزله بم یا رودبار قابل مقایسه نبوده است.

این استدلال درست است. از نظر ارزش خبری «فراوانی» اهمیت زلزله آذربایجان آنقدر زیاد نیست. این موضوع می‌تواند توجیه مناسبی برای قطع نکردن تمامی برنامه‌های عادی باشد. (در زمان زلزله بم تمامی برنامه‌های عادی شبکه خبر٬ از نخستین ساعات صبح روز بعد از زلزله قطع شدند.)

خبر زلزله آذربایجان ارزش «فراوانی» را ندارد٬ اما ارزش‌های دیگری دارد که عملکرد شبکه خبر و واحد مرکزی خبر را زیر سئوال می‌برد.

زلزله یک رخداد ناگهانی است. مدام تکرار نمی‌شود. برای همین از نظر ارزش «بسامد – Frequency»٬ اهمیت بسیار بالایی دارد و شبیه به سقوط هواپیمای مسافربری٬ در نخستین ساعات می‌تواند حتی خبر فوری باشد.

زلزله خبر منفی است. خبرهای بد می‌توانند مهم‌تر باشند. زلزله فارغ از تعداد کشته ها٬ ارزش خبری «منفی بودن – Negativity» را در خود دارد.

زلزله دور از انتظار و غیرقابل پیش‌بینی است. ارزش «غیر قابل پیش‌بینی بودن – Unexpectedness» در رخداد زلزله وجود دارد. از این منظر لزوما همه بلایای طبیعی شبیه هم نیستند. مثلا سونامی یا توفان می‌توانند قابل پیش‌بینی باشند٬ اما زلزله اینطور نیست. از این منظر٬ زلزله یکی از بهترین نمونه‌ها برای این ارزش خبری است.

زلزله مساله جامعه ایران است. ایران کشوری است که بر روی کمربند زلزله قرار دارد. نگرانی از زلزله همیشه همراه برخی از شهروندان است و هشدارهای بسیاری درباره وقوع زلزله‌ای بزرگ در پایتخت منتشر شده است. برای همین زلزله می‌تواند مساله شخصی مخاطب هم باشد. در ایران ارزش‌های خبری Personalization و معنا دار بودن Meaningfulness ٬ می‌تواند برای زلزله در نظر گرفته شود.

از میان ارزش‌های هفت‌گانه سنتی هم٬ فراگیری – Impact زلزله برای مخاطب ایرانی٬ با مخاطب جایی شبیه به جمهوری چک که در عمرش یک زلزله نداشته متفاوت است. ایران از این منظر شبیه به ژاپن است. زلزله خبر مهمی برای مخطاب ایرانی است چون با آن درگیر است و به طور متوسط در هر دهه با یک زلزله بزرگ رو به رو است.

با توجه به ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی بودن٬ زلزله واقعه‌ای عجیب و غیرمعمول است. راههای مقابله با آن بسیار محدودند. ویدئوهایی که از هنگام وقوع زلزله منتشر می‌شود شبیه به فیلم‌های سینمایی و غیرقابل باور است. از این نظر٬ زلزله دومین ارزش خبری سنتی «غریب بودن – The Bizarre» را در خود دارد.

زلزله در آذربایجان با زلزله در بورکینافاسو برای مخطاب ایرانی تفاوت دارد. این سومین ارزش خبری سنتی زلزله آذربایجان «مجاورت – Proximity» برای مخاطب ایرانی است.

متاسفانه فارغ از ملاحظات غیرحرفه‌ای روزنامه‌نگاری ایران٬ عدم آگاهی از اصول حرفه‌ای هم به اشتباهات بسیاری منجر می‌شوند. نگاهی به خبرهای اصلی واحد مرکزی خبر در طول یک روز به خوبی نشان می‌دهد که متاسفانه تصمیم‌گیرندگانی با حداقل دانش لازم٬ در این رسانه سرکارند. در دنیای معقول و منطقی امروز٬ یک رسوایی شبیه به آنچه بر سر زلزله آذربایجان رخ داد٬ زمان مناسبی برای رفع مشکل است.

Advertisements