فکر کردن با صدای بلند

ماه: اوت, 2012

۳۰ شب و ۳۰ کنسرت آنلاین در فستیوال iTuens

سپتامبر عزیز از راه رسید و پایان تابستان را سر و سینه‌زنان، به همراه کمپانی معظم Apple جشن می‌گیریم.

از روز شنبه، به مدت ۳۰ روز، تازه‌ترین دوره فستیوال موسیقی iTuens آغاز می‌شود و همه انسان‌ها در سراسر این کره خاکی به اجرای زنده گروهی از بهترین موزیسین‌های جریان اصلی موسیقی تجاری جهان دعوت هستند.

در فستیوال سال ۲۰۱۲ که کمتر از دو روز به آغازش مانده، از آندری بوچلی گرفته تا میوز و نورا جونز و جک وایت و پلن بی و البو و هات چیپ و کلی اسم کوچک و بزرگ دیگر صنعت موسیقی به روی صحنه می‌روند. هر شب یک یا دو یا سه ستاره از ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه به وقت لندن.

شب‌های که دو نفر اجرا دارند، اجراها از ساعت هشت و ۴۵ شروع می‌شود و شب‌های یک اجرا از ساعت ۱۰ شب به وقت لندن.

این اجراها تا آخرین روز ماه سپامبر، هر شب ادامه خواهد داشت.

اگر پای کامپیوتر هستید به راحتی از iTunes ، می‌توانید اجراها را زنده ببینید. بر روی iPhone و iPad و iPod هم می‌توانید با این اپلیکیشن، اجراها را زنده ببینید. اگر هم مثل من Apple TV دارید، منتظر باشید تا هر شب بر روی تلویزیون، به یک کنسرت مجانی دعوت شوید.

ضمن اینکه اصل کنسرت هم مجانی است. اگر لندن هستید و از فهرست بلندبالای این ۳۰ شب اجرا، می‌خواهید کنسرت یکی را از نزدیک ببینید همین حالا به وب سایت فستیوال بروید و اقدام کنید تا شاید بلیط مفتی گیرتان بیاید.

انقلاب یک تنه: تد ترنر و روزنامه‌نگاری بی‌طرف

یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های دنیای روزنامه‌نگاری آمریکا مردی است به نام تد ترنر که خودش روزنامه‌نگار نیست ولی به یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های روزنامه‌نگاری آمریکا تبدیل شد و اغراق نیست اگر کسی بگوید او روزنامه‌نگاری رادیویی-تلویزیونی (Broadcast Journalism) را در دنیا متحول کرده است.

تد ترنر صاحب یک شرکت تبلیغات بر روی بیلبورد بود که در دهه ۶۰ میلادی تصمیم گرفت برای پولدارتر شدن رادیو بخرد. بعد از مدت کوتاهی او یک تلویزیون محلی هم خرید. و روزگارش به این می‌گذشت که چگونه با این رسانه‌ها پولدارتر شود.

در دهه ۷۰ میلادی و آغاز آهسته تلویزیون‌های کابلی، تد ترنر به دنبال ایده تازه‌ای بود تا در دنیای تلویزیون پولدار شود. او فکر کرد که یک تلویزیون ۲۴ ساعته خبری تاسیس کند اما برای اینکه آدمهای بیشتری تلویزیونش را ببینند و آگهی‌ها گران‌تر شوند، ایده این بود که تلویزیون از نظر سیاسی به هیچ حزب و گروهی وابسته نباشد.

تد ترنر فکر کرد که مفسرهای وابسته به تلویزیون نباید از هیچ حزبی حمایت کنند و بهتر است که هواداران هر دو حزب اصلی حاکم در آمریکا به یک میزان در تلویزیونش حضور داشته باشند. تد میلیونری بود که رویای میلیاردر شدن در سر داشت. او با این ایده تلویزیونی تاسیس کرد که دنیای روزنامه‌نگاری را برای همیشه تغییر داد. نام این تلویزیون که تد ترنر را میلیاردر کرد «شبکه کابلی خبر» بود. یا Cable News Network. تلویزیونی که با حروف اختصاری‌اش یعنی CNN به یکی از مهم‌ترین ارگان‌های خبری جهان تبدیل شد.

انگیزه اصلی من از خواندن کتاب زندگینامه تد ترنر به نام «مرا تد صدا کن – Call Me Ted»، آشنا شدن با بنیانگذار سی ان ان بود. اما وقتی کتاب را خواندم فهمیدم که سی ان ان یکی از شاهکارهای زندگی اوست. از شبکه سرگرمی TNT تا کانال سراسر کارتون Cartoon همه ایده‌های او و متعلق به او بوده‌اند.

از قسمت‌های کسالت‌بار کتاب درباره فعالیت‌های ورزشی تد ترنر که بگذریم، باقی کتاب بسیار جذاب است چون تد ترنر شخصیت چندلایه جذابی است که ایده‌های غریبی در ذهنش لول می‌خورند و او همه را در کتاب نوشته. ضمن اینکه به شکل هوشمندانه‌ای، اتوبیوگرافی تد ترنر به شکل دراماتیک نوشته شده و هرازگاهی اتفاقی مهم آدم را به خواندن کتاب ترغیب می‌کند.

این میان خواندن کتاب برای گروهی از همکارانم که با روزنامه‌نگاری بی‌طرف و چگونگی شکل‌گیری آن و نفع اقتصادی بی طرفی و استقلال روزنامه‌نگار آشنا نیستند، بسیار مفید است.

دلایل حرفه‌ای اشتباه صدا و سیما در پوشش خبر زلزله آذربایجان

پوشش خبر زلزله آذربایجان در صدا و سیما متناسب با اصل خبر نبود. به ویژه شبکه خبر که عمده ساعات روز اول و دوم بر روی میز کار من روشن بود٬ در پوشش خبرهای زلزله بسیار ضعیف بود.

به دلایل حرفه‌ای که در ادامه می‌نویسم٬ سردبیران و دبیران تصمیم‌گیرنده در شبکه خبر یا واحد مرکزی خبر باید بازخواست شوند. مگر اینکه تصمیم ادیتوریال در این میان نقشی نداشته و تصمیمی خارج از تحریریه و اصول روزنامه‌نگاری در این زمینه دخیل بوده که مسئولیت را از شانه ادیتورها٬ بر دارد.

اگر استدلال حرفه‌ای مطرح باشد٬ دبیر تصمیم‌گیرنده می‌تواند به تعداد کشته‌ها استناد کند و بگوید در این زلزله حدود ۳۰۰ نفر مرده‌اند و برای همین با زلزله بم یا رودبار قابل مقایسه نبوده است.

این استدلال درست است. از نظر ارزش خبری «فراوانی» اهمیت زلزله آذربایجان آنقدر زیاد نیست. این موضوع می‌تواند توجیه مناسبی برای قطع نکردن تمامی برنامه‌های عادی باشد. (در زمان زلزله بم تمامی برنامه‌های عادی شبکه خبر٬ از نخستین ساعات صبح روز بعد از زلزله قطع شدند.)

خبر زلزله آذربایجان ارزش «فراوانی» را ندارد٬ اما ارزش‌های دیگری دارد که عملکرد شبکه خبر و واحد مرکزی خبر را زیر سئوال می‌برد.

زلزله یک رخداد ناگهانی است. مدام تکرار نمی‌شود. برای همین از نظر ارزش «بسامد – Frequency»٬ اهمیت بسیار بالایی دارد و شبیه به سقوط هواپیمای مسافربری٬ در نخستین ساعات می‌تواند حتی خبر فوری باشد.

زلزله خبر منفی است. خبرهای بد می‌توانند مهم‌تر باشند. زلزله فارغ از تعداد کشته ها٬ ارزش خبری «منفی بودن – Negativity» را در خود دارد.

زلزله دور از انتظار و غیرقابل پیش‌بینی است. ارزش «غیر قابل پیش‌بینی بودن – Unexpectedness» در رخداد زلزله وجود دارد. از این منظر لزوما همه بلایای طبیعی شبیه هم نیستند. مثلا سونامی یا توفان می‌توانند قابل پیش‌بینی باشند٬ اما زلزله اینطور نیست. از این منظر٬ زلزله یکی از بهترین نمونه‌ها برای این ارزش خبری است.

زلزله مساله جامعه ایران است. ایران کشوری است که بر روی کمربند زلزله قرار دارد. نگرانی از زلزله همیشه همراه برخی از شهروندان است و هشدارهای بسیاری درباره وقوع زلزله‌ای بزرگ در پایتخت منتشر شده است. برای همین زلزله می‌تواند مساله شخصی مخاطب هم باشد. در ایران ارزش‌های خبری Personalization و معنا دار بودن Meaningfulness ٬ می‌تواند برای زلزله در نظر گرفته شود.

از میان ارزش‌های هفت‌گانه سنتی هم٬ فراگیری – Impact زلزله برای مخاطب ایرانی٬ با مخاطب جایی شبیه به جمهوری چک که در عمرش یک زلزله نداشته متفاوت است. ایران از این منظر شبیه به ژاپن است. زلزله خبر مهمی برای مخطاب ایرانی است چون با آن درگیر است و به طور متوسط در هر دهه با یک زلزله بزرگ رو به رو است.

با توجه به ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی بودن٬ زلزله واقعه‌ای عجیب و غیرمعمول است. راههای مقابله با آن بسیار محدودند. ویدئوهایی که از هنگام وقوع زلزله منتشر می‌شود شبیه به فیلم‌های سینمایی و غیرقابل باور است. از این نظر٬ زلزله دومین ارزش خبری سنتی «غریب بودن – The Bizarre» را در خود دارد.

زلزله در آذربایجان با زلزله در بورکینافاسو برای مخطاب ایرانی تفاوت دارد. این سومین ارزش خبری سنتی زلزله آذربایجان «مجاورت – Proximity» برای مخاطب ایرانی است.

متاسفانه فارغ از ملاحظات غیرحرفه‌ای روزنامه‌نگاری ایران٬ عدم آگاهی از اصول حرفه‌ای هم به اشتباهات بسیاری منجر می‌شوند. نگاهی به خبرهای اصلی واحد مرکزی خبر در طول یک روز به خوبی نشان می‌دهد که متاسفانه تصمیم‌گیرندگانی با حداقل دانش لازم٬ در این رسانه سرکارند. در دنیای معقول و منطقی امروز٬ یک رسوایی شبیه به آنچه بر سر زلزله آذربایجان رخ داد٬ زمان مناسبی برای رفع مشکل است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: