جهان ما، احتمالا تنها جهانِِ جهان نیست!

بدست K.

روی جلد نيوزويک اين هفته به شکل اعجاب آوری، ساده است و جذاب. البته جذابيت بصری خارق‌العاده‌ای ندارد، اما تيتر، درباره محتوايی است که هميشه خواننده دارد و مخاطب هفته‌نامه‌ای مانند نيوزويک، قطعا از خواندن درباره آن خسته نمی شود: چند جهانی (يا چند بنيانی يا راحت‌تر Multiverse).

تيتر روی جلد نيوزويک اين هفته اين است: رازهای جديدی از جهان. نويسنده مقاله روی جلد، فيزيکدان مشهور، برايان گرين است. گرين که استاد دانشگاه کلمبياست، يدطولايی در تشريح مفاهيم پيچيده علمی برای مردم عامه دارد. (او نويسنده کتاب پرفروشی است به نام «جهان زيبا» که در آن نظريه ريسمان را برای مردم عادی شرح داده است).

تيتر داخل مجله برای مقاله گرين اين است: «برايان گرين: به چندجهانی خوش آمديد» جمله‌ای که در انگليسی شباهت ظاهری بسياری به اين جمله دارد: «به جهان خوش آمديد.» تنها به جای universe نوشته شده multiverse.

گرين در اين مقاله تلاش می کند شرح دهد که چرا برخی فيزيکدانان و رياضی‌دانان، بيش از هر زمان ديگری احتمال صحت تئوری وجود جهانی ديگر را بالا ارزيابی می کنند.

صورت ظاهری و ساده شده قصه اين است: انسان زمانی فکر می‌کرد که مرکز جهان است و زمين هم سطحی صاف است. بعد از هزاران سال فهميد که زمين گرد است. با پيشرفت ستاره‌شناسی فهميد که خورشيد به دور زمين نمی‌چرخد بلکه زمين به دور خورشيد می‌چرخد پس زمين مرکز جهان نيست. بعد از مدتی مشخص شد که خورشيد هم مرکز جهان نيست، بلکه خورشيد يکی از ستاره‌های کهکشان راه‌شیری است. بعد از آن هم کشف اينکه صدها ميليون کهکشان در جهان وجود دارد. ما به این مجموعه می‌گوییم جهان یا دنیا. جایی که پر است از کهکشهان.

روی جلد این هفته نیوزویک

فهم اين دانش برای انسان امروز آسان است. اما واکنش انسانهای پيشين با اين کشف‌ها به اين سادگی نبوده و فهم اين دانش برايشان آسان نبوده. حالا ما با واقعيتی تازه رو به رو هستيم. اين جهانی که پر است از صدها ميليون کهکشان، تنها جهان موجود نيست. احتمالا ميلياردها جهان ديگر هم وجود دارد!

از ارائه اين نظريه نزديک به سه دهه گذشته، اما برخلاف بی توجهی به آن در دهه ۸۰ و ۹۰ ميلادی، چندين سال است که علم کيهان شناسی (Cosmology) در تلاش است تا با کمک فيزيکدانان و رياضی‌دانان به سئوالاتی درباره پيدايش جهان (تئوری انفجار بزرگ)، حرکت درون جهان، انرژی سياه و بزرگ شدن جهان پاسخ دهد.

آنطور که برايان گرين در اين مقاله شرح داده، چه برای پاسخ به ابهامات محاسبات و چه برای پاسخ به ابهامات درباره بزرگ شدن جهان (دور شدن کهکشان‌ها از همديگر) و همچنين انرژی سياه، يک پاسخ اين روزها بيش از هر پاسخ ديگری در محافل علمی مطرح است: جهان ما، تنها جهان موجود نيست.

توضيحات علمی برايان گرين آنقدرها هم ساده نيست. هر چند که او به شدت تلاش کرده اين توضيحات را به زبان ساده در مقاله نيوزويک برای مردم عادی شرح دهد. بهرحال تنها راه برای اينکه از علل ماجرا سردربياوريد خواندن مقاله است. من هم اگر بخواهم اينجا قسمت علمی ماجرا را شرح بدهم بايد کل مقاله را ترجمه کنم!

آنچه می توانم اينجا بنويسم اين است که اگر تئوری بينگ بنگ يا انفجار بزرگ برای آغاز جهان درست باشد، ديگر شکی نمانده که به احتمال قوی جهان‌های ديگری هم وجود دارند چون بر اساس يافته‌های تازه، علتی وجود ندارد که ثابت کند اين پديده فقط يک بار رخ داده، بلکه ميلياردها بار می‌تواند رخ بدهد و هر بار جهانی جديد خلق شود و بر اساس ميزان انرژی سياه درون آن جهان، قواعد فيزيکی آن تعريف شود. اگر ميزان انرژی سياه آن دقيقا به اندازه انرژی سياه جهان ما باشد، شکل‌گيری ستاره و سياره در آن ممکن است. در غير اين صورت، حتی از ستاره و سياره هم در آن خبری نخواهد بود. آن وقت آن جهان چه شکلی است؟ چه اتفاقاتی در آن می‌افتد؟ فعلا فقط يک نويسنده خلاق داستان‌های علمی-تخيلی می تواند به اين سئوالات پاسخ بدهد.

تا حالا از خودتان پرسيده‌ايد که آخر جهان کجاست؟ و اگر کسی به آخر جهان برسد، پشت آن آخر چيست؟ حالا بايد سئوالات تازه‌ای را در ذهنتان مرور کنيد. آخر آن جايی که اصلا نمی‌دانم اسمش چيست و پر است از ميلياردها جهان کجاست؟!

Advertisements