ساعت فیلم

بدست K.

بعد از مدتی يک فيلم هنرمندانه جذاب ديدم به اسم «ساعت برابر – The double hour». فيلم سال ۲۰۰۹ که ساخته اول و آخر کارگردانی است به اسم گيسپو کاپوتندی.

يکجور نوآر امروزی با تمام ويژگی های منحصر به فرد لازم برای اين سبک: قتل، معما، جنايت و عشق ناکامی که تا آخرين دقيقه معلوم نيست که مانند کازابلانکا محکوم به نابودی است يا راه نجاتی برايش هست.

داستان در عين سادگی، فريبنده است و هر ۱۰ دقيقه يکبار، چرخی اساسی می خورد، سئوالی تازه طرح می شود، سرنخی جديد کشف می شود اما سرنخ قبلی گم می شود! و برای اينکه روی بيننده پر رويی که مدام سعی می کند، معما را برای خودش حل کند، کم شود، فيلم دو ضربه اساسی دارد که يکی از يکی محکم تر بر سر بيننده فرود می آيند.

اسم فيلم اشاره ای است به لحظاتی که ساعت و دقيقه برابر می شوند، مانند ۱۲ و ۱۲ دقيقه. معنای بخصوص اين ساعتهای برابر هم در تاروپود عشق مريض و پيچيده فيلم گنجانده شده و مساله اصلی نيست.

نه از آگهی فيلم، نه از عکسها، نه از اسم فيلم و نه از اين نوشته، نمی توانيد حدس بزنيد که در اين فيلم چه چيز انتظارتان را می کشد. تنها راهش ديدن فيلم است.

Advertisements