یک سریال سراپا مریض

بدست K.

آدم هرازگاهی اسیر یک سریال آبگوشتی می شود و ناچار می شود تا ته خط برود تا ببیند آخرش چه می شود. خدا به سر کسی نیاورد. از سرماخوردگی در تابستان بدتر است. و بدتر از آن وقتی است که هنوز پخش سریال تمام نشده است. یعنی نمی شود ظرف یک هفته کلک کار را کند و هر چند تا فصل و قسمتی که از سریال پخش شده را یک نفس دید و خلاص. باید هر سال صبر کنی تا فصل تازه شروع شود. بعد هر هفته باید صبر کنی تا یک قسمت پخش شود. عذاب آور تر وقتی است که می دانی آخرش خبری نیست. ولی خب مثل همان سرماخوردگی، ویروسش رفته به جانت و تا دوره اش تمام نشود، حالت خوب نمی شود. قرص و دوا – درمان هم فایده ندارد.

سریال Grey’s Anatomy یکی از همین بلایای ناجوانمرد است. نام سریال کنایه ای است به کتاب معروف آناتومی که پیر دانشجوهای پزشکی را در می آورد. و البته نام فامیلی شخصیت اصلی داستان که یک خانوم بولوند آمریکایی است هم Grey است. در ژانر سریال پزشکی که سال به سال محبوب تر می شود، یکی از موفق ترین سریالهاست. پر از مریضی و ویروس و عمل جراحی و خون و استخوان شکسته و تومور و مرگ. و البته عشقهای آتشین و سکس در اتاقهای بیشمار بیمارستان.

ماجرای جراح شدن خانم دکتر گری از روزی که دکتر شده و برای گرفتن تخصص جراحی، پایش را گذاشته در یک بیمارستان آموزشی در شهر سیاتل. از آن سریالها است که نویسندگانش هربار سوژه کم می آورند تصمیم می گیرند یکی از شخصیت ها با یکی دیگر از شخصیت ها بخوابد. لامصب یک بیمارستانی است که دانشجوها به کنار، همه جراحان معروف و موفق آنجا هم جوانند و خوش بر و رو. خلاصه شما تصور کنید توی این سریال چه خبر است که این همه دکتر تازه فارغ التحصیل شده دارد و کلی جراح خوشگل و خوش تیپ. تقریبا همه با هم دستکم یک بار خوابیده اند.

اصولا تهیه کنندگان سریال در زمان انتخاب بازیگران، اهمیت ویژه ای به بر و روی طرف داده اند. مهمتر از اینها، از این سریالهاست که هر قسمت می تواند با یک مونولوگ شعاری – احساسی – سوپر کلیشه ای و یک پیانوی کلایدرمن وار در زیر صدای طرف، به پایان برسد و اصولا درش تخته شود. اصلا من حدس می زنم که آخرش هم به اینجا بکشد. یعنی چون سراسر هر فصل ساختمان داستانی منحصر به فردی ندارد، و قرار هم نیست معمای خیره کننده ای در پایان حل شود، هر قسمت می تواند قسمتی باشد که دکتر گری، جراح می شود و از بالای یک تپه، غروب آفتاب سیاتل را همراه با شوهر خوش تیپش تماشا می کند و سریال کلا تمام شود. (ضمن اینکه شوهرش هم جراح است. خوش تیپ هم هست. از اول سریال تا حالا، بیشتر از ۲۰ بار، یک نفر به یک دلیلی به موهای خوشگل شوهر اشاره کرده است.) و طبیعتا به محض اینکه آمار مخاطبانش و قیمت آگهی وسط سریال از هزینه های سریال کمتر شد، یک شبه درش را تخته می کنند و به اصطلاح «کنسل» می شود.

البته ناگفته نگذارم که من در ۸ فصل گذشته منتظر بودم این بلا سر سریال بیاید. اما نه تنها سریال تا الان که میانه فصل ۸ است لغو نشده، بلکه از همین حالا این شایعه که فصل نهمی هم در راه است، بر سر زبانها افتاده است.

با این همه، سریال بی خودی است. اما من با جدیت هر هفته منتظرم تا قسمت تازه بیاید و ببینم. تا دوره اش تمام شود. تا این آب ریزش بینی خوب شود!

Advertisements