سیستم

بدست K.

نمی دانم از کی و کجا ولی یک روز واژه هایم را همراه با سلول های خاکستری مغزم فروختم و با پولش یک بی ام و قرمز خریدم و دیگر هیچ وقت نتوانستم بنویسم. از آن روز وحشت زده شدم. حرفهایم را خوردم و عقلم را دادم دست سازمانی معظم و شدم برده سیستمی که قد بلند است و با اعتماد به نفس و لبخندی که رضایت ازش می بارد نگاهم می کند. رفقایم را از دست دادم. زندگی ام را تباه کردم. از همه چیز متنفر شدم. و حتی سلیقه ام مرا آزار می دهد. از اینکه شبیه سیستم قدبلند نیستم وحشت زده ام و از اینکه این واژه ها را بخواند و بی ام و قرمزم را پس بگیرد همیشه نگرانم.

تف

Advertisements