نظرات

بدست K.

دوستی به نام شرمین ایرانی در واکنش به «اینطور هم می شد که سرنوشت تو رقم بخورد» در فیس بوک نوشته:

تا حالا تو همچين شرايطي نبودم ولي در حال حاضر فكر ميكنم كه شرافت و آزادگي بالاتر از هر چيزيه.شايد با خودت بگي كه دارم شعار ميدم،ولي اينطور نيست.فكر ميكنين بسيجي شدن و داشتن امكانات بهتر خيلي سخته.نه اينطور نيست خيلي از ماها اگه مي خواستيم مي تونستيم عضو بسيج بشيم و تو دانشگاه با رتبه هاي خوبي قبول بشيم،يا مثل خيلي از بسيجيا با جاسوسي كردن به مقام هاي بالاتري برسيم.فكر ميكنين خيلي سخته كه تو سفرهاي استاني احمدي نژاد يه نامه بنويسيم و ازش پول گدايي كنيم؟
طرفدار حكومت بودن اونقدر ها هم كه فكر ميكنين سخت نيست،ولي هركس يه ذره وجدان داشته باشه هيچ وقت همچين كاري نميكنه

در پاسخ به او نوشتم:

شرمین جان، یه نمه اختلاف نظر من و تو اینجاست که من فکر می کنم رفتن توی یه راهپیمایی مث راهپیمایی روز چهارشنبه لزوما به معنی بی شرفی نیست.
توی این سناریوی خیالی من طرف عضو بسیج نیست. توی تظاهرات کسی رو کتک نزده. اعتقادات مذهبی عمیق نداره و فقط یه مسلمون مادرزاده. از سیاست هم سر در نمیاره. آدم تحصیل کرده ای نیست. کتابخون و روزنامه خون هم نیست. اینترنت هم توی دنیاش وجود نداره. این احتمال که یه نفر با این مشخصات بره عکس خامنه ای رو دستش بگیره هم احتمال ممکنیه. این آدم به راحتی می تونه عکس شاه یا موسوی یا خاتمی هم دستش بگیره. از این آدمهای ساده و کم مدعا توی جامعه ما کم نیستند و من معتقدم همه اینها «شرافت و آزادگی» رو زیر پا نذاشتن. این آدمها با این کارا میلیونر نشدن فقط به یه حداقل به ظاهر کم ارزش دست پیدا کردن. اما این حداقل براشون خیلی اهمیت داره و برای حفظش حاضرن توی یه راهپیمایی عکس خامنه ای رو دستشون بگیرن

و او جواب داده:

به نظرت ممكن نيست اين آدم ساده براي همين حداقل كه ميگي بتونه كارهايي مثل كتك زدن مردم رو هم انجام بده؟
اصلا فرض كنيم كاري به مردم نداره و همونجوريه كه تو توصيفش كردي،با اين اوصاف با اين آدمي كه حاضره اگه منافعش به خطر بيافته به جاي خامنه اي عكس موسوي رو دستش بگيره چيكار بايد كرد؟
من نمي تونم با اين آدمي كه توصيفش كردي كنار بيام.كاش يه راهكار ميدادي واسه اينكه بتونم بهتر با اين آدم همدردي كنم،يه جوري تو ذهنم راحت تر اين مساله رو هضم كنم و شايد اونوقت بتونم باهاش كنار بيام

دوست خوبم فرناز قاضی زاده هم نوشته:

من باهات مواققم، قکر می کنم نه همه اما بخشی از این جمعیت، کسانی هستند که یا مذهبی اند ونگران شئونانت مذهبی،کسانی که اطلاعاتشون رو فقط از تلویزیون و 20:30 می گیرند. عده ای هم هستند که واقعا نگرانند که شرایط به هم بخورد . به نظر من در این شرایط بلوغ یعنی پذیرفتن اینکه هر دو طرف، هم معترضان و هم موافقان حکومت خواسته هایی دارند که باید به آنها توجه شود ، انکار هر سو از این معادله وضع را به سمت خشونتی کور می برد.

اینها را اینجا گذاشتم تا کسانی که فقط خواننده این وبلاگ هستند هم آنها را بخوانند. بخشی از همان با صدای بلند فکر کردن است که دسته جمعی لذتش بیشتر می شود.

Advertisements