دقایقی با صدای بلند فکر کردن

سه نکته، به بهانه تیراندازی در کلوب شبانه همجنسگرایان در آمریکا

نفرت از همجنسگرایان یا هموفوبیا در هر هر سطحی، تفاوتی با اسلام‌هراسی، نژادپرستی و سکسیسم ندارد. این چهار باور، زمینه تبعیض‌های ناعادلانه‌اند. برای کسانی که باورهایی از این دست دارند، موضوعاتی چون تمایل جنسی، باورهای دینی، نژاد و جنسیت، فی‌نفسه ارزش یا ضد‌ارزش محسوب می‌شوند و مرزهای خوب و بد اخلاقی‌شان با معیارهایی هماهنگ می‌شود که در جامعه آزاد مبتنی بر عقلانیت مدرن، اهمیت ذاتی ندارند. همجنسگرا بودن یا دگر جنسگرا بودن، مسلمان بودن یا مسیحی بودن یا بی‌دین بودن، سفیدپوست بودن یا سیاهپوست بودن، زن بودن یا مرد بودن، نه به شهروند ارزشی می‌بخشد و نه او را بی‌ارزش می‌کند. اما در مقابل برخی معتقدند که دگرجنسگرایی ارزش است، مسلمان نبودن ارزش است، سفیدپوست بودن ارزش است و دست آخر، مرد بودن از زن بودن بهتر است. دنیای مدرن در تلاش است تا نظر این افراد را تغییر دهد.

در میان این چهار مقوله، در ایران امروز همجنسگراهراسی یکی از رایج‌ترین باورهاست که در میان همه گروهها دیده می‌شود و مرز طبقاتی هم ندارد: زنان و مردان، با سوادها و کم‌سوادها، بالاشهری‌ها و پایین‌شهری‌ها، پولدارها و بی‌پول‌ها، دین‌دارها و بی‌دین‌ها، حزب‌اللهی‌ها و لیبرال‌ها. در میان همه این گروهها، همجسگراهراسی یک باور رایج است که به آسانی به زبان می‌آید و خودآگاه و ناخودآگاه ترویج می‌شود. در نتیجه همجنسگرایان بیش از هر اقلیت دیگری در ایران با تبعیض‌های سرسخت و گاه خشونت‌آمیز جامعه روبه‌رو هستند و حتی جامعه مدنی کم رمق و کم توان ایران نیز در مواجهه با موج سهمگین همجنسگراهراسی ایرانیان، گامی موثر برنمی‌دارد. به همین دلیل است که در حال حاضر بیان نظرات تبعیض‌آفرین که بوی اسلام‌هراسی، نژادپرستی یا زن‌ستیزی بدهد، تبعات بسیار سهمگین‌تری نسبت به بیان نظرات همجنسگراهراسانه دارد.

و نکته سوم اینکه در کنار رواج گسترده هموفوبیا، اطلاعات دقیق و درست درباره آن و همچنین درباره همجنسگرایان و سبک زندگی‌شان بسیار محدود است و سطح دانش عمومی ایرانیان درباره این مقوله به شدت پایین است. به همین دلیل است که به عنوان نمونه یک روزنامه‌نگار تحصیلکرده در غرب، با تمایلات لیبرالی و افکار پیشرو، در جمع دوستانش به راحتی از واژه «کو…» برای توصیف مردان همجنسگرا استفاده می‌کند و با اعتراض کسی هم روبه‌رو نمی‌شود. یا مثلا همجنسگرایان به دلیل تمایلات جنسی‌شان فرصت‌های شغلی را از دست می‌دهند. یا گروه بزرگی معتقدند که همجنسگرایی یک بیماری است. همه اینها به دلیل ناآشنایی با «همجنسگراهراسی» از سویی و همجنسگرایان از سویی دیگر رخ می‌دهند. یکی از نخستین گام‌ها برای مبارزه با همجنسگراهراسی، امر آموزش است؛ آموزش اینکه همجنسگرا کیست و چرا باید مانند یک دگرجنسگرا از تمام حقوق یک انسان بهره‌مند شود و آموزش اینکه «همجنسگراهراسی» چیست و چگونه باید آن را از بین برد.

مولانا شاعر جهان است

مجادله بر سر مولانا ریشه در تداخل مفهوم مدرن «ملیت» با هویت یک شخصیت تاریخی دارد که در زمان حیاتش چنین مفهومی وجود نداشته و افغانستانی، ایرانی و ترکیه‌ای با این معنایی که ما امروز از این توصیفات می‌فهمیم، بی‌معنی بوده. به همین دلیل اصل ثبت شخصیت‌های فرهنگی به نام یک کشور مدرن، یک کار ذاتا مجادله‌برانگیز است. ملاک ملیت بخشیدن به یک شخصیت تاریخی به آسانی می‌تواند زیر سئوال برود؛ چه اگر معیار محل تولد باشد، چه زبان و چه محل مرگ.

هدف یونسکو برای ثبت آثار مکتوب مانند مثنوی، یادآوری ارزش‌های چنین اثری است. در ایران آموزش زبان فارسی به اشعار کلاسیک فارسی پیوند خورده. و برخلاف ادبیات مدرن که با شمشیر سانسور، زخم‌خورده و بیمار است، ادبیات کلاسیک همیشه روی سر ما جا داشته. اگر مولانا و اشعارش ارزشی دارند که قرار است با همت برنامه «حافظه جهانی یونسکو» فراموش نشوند، این ارزش دستکم در ایران نادیده گرفته نمی‌شود. حالا مولانا افغانستانی بوده، ایرانی یا ترکیه‌ای، همچنان در کنار دیگر غول‌های ادبیات فارسی، منبع آموزش زبان ما است.

این میان می‌ماند اقلیت متعصبی که در تلاشند سر و ته میراث فرهنگی بشر را بزنند و آن را در چاردیواری مرزهای خودساخته محصور کنند. شاید چنین کاری برای اسناد آستان قدس رضوی در دوران صفویه و منتخبی از نقشه‌های ایران در دوران قاجار معنادار باشد. اما وقتی پای مثنوی مولانا وسط است، صدور پاسپورت برای شاعری که بعد از ۷۵۰ سال، واژگانش فرهنگ‌ها و زبان‌های بیشماری را پشت سرگذاشته و دلهای بسیاری را از چهارگوشه جهان تصاحب کرده، بیشتر نقض غرض است تا ارج گذاشتن بر یک اثر فاخر ادبی. مولانا شاعر جهان است. فخر بشر. هر کجای دنیا که باشد. و خوش‌به‌حال آنها که می‌توانند اشعارش را به زبان اصلی‌اش بخوانند و بفهمند.

اقتصاد ایران و جهان تا سال ۲۰۳۰

-1x-1

بخش تحقیقات اقتصادی اداره کشاورزی آمریکا، یک مطالعه مفصل درباره میزان تولید ناخالص داخلی – جی‌دی‌پی – کشورها انجام داده و وضعیت را تا سال ۲۰۳۰ میلادی پیش بینی کرده. ضمن اینکه آمار سالهای مختلف به تفکیک و همراه با میانگین درآمد کشورها در یک دهه و درصد رشد اقتصادی از سال ۱۹۷۰ میلادی هم در کنار پیش‌بینی منتشر شده‌اند. به بیان ساده، آماری است از اینکه کجا بودیم، حالا کجائیم و به کجا می‌رویم. وضعیت اقتصاد ایران و گذشته و آینده وضعیت جیب ملت هم پیش‌بینی شده‌اند.

بر اساس این آمار:

میانگین درآمد سرانه هر ایرانی در دهه ۷۰ میلادی، دو برابر یک عراقی، کمابیش برابر با یک ترکیه‌ای و یک ششم یک عربستانی بوده.

این میانگین بین سال ۲۰۱۰ تا امروز و بر اساس پیش‌بینی‌ها تا ۲۰۲۰، کمابیش با یک عراقی برابر خواهد بود. حدودا یک پنجم یک عربستانی است. میانگین درآمد سرانه هر ایرانی در این دهه، نصف یک شهروند ترکیه است.

پیش بینی تا سال ۲۰۳۰ هم نشان می‌دهد که در پایان دهه ۳۰ قرن ۲۱، میانگین در آمد هر ایرانی بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰، حدود دو هزار دلار کمتر از یک عراقی و حدود یک سوم یک شهروند ترکیه‌ای خواهد بود. در مقایسه با عربستان سعودی میانگین درآمد هر ایرانی یک ششم یک عربستانی خواهد بود.

در فهرست ۱۵ اقتصاد بزرگ دنیا، تا سال ۲۰۳۰، کماکان آمریکا در صدر فهرست خواهد بود  اما فاصله آمریکا و چین که اقتصاد دوم جهان است، به شدت کاهش خواهد یافت. در حال حاضر تولید ناخالص داخلی آمریکا دو برابر چین است اما در سال ۲۰۳۰،جی‌دی‌پی آمریکا نزدیک به ۲۵ هزار میلیارد و  جی‌دی‌پی چین بالای ۲۲ هزار میلیارد دلار پیش‌بینی شده‌اند.

پیش بینی شده تا سال ۲۰۳۰ هند به سومین اقتصاد دنیا تبدیل شود و ژاپن و آلمان و بریتانیا و فرانسه و برزیل را که در حال حاضر اقتصادهای بزرگتری نسبت به هند دارند، پشت سر بگذارد.

بر اساس این ارقام بریتانیا از اقتصاد پنجم دنیا به اقتصاد هفتم دنیا تبدیل خواهد شد و روند نزولی‌اش ادامه پیدا خواهد کرد.

از خاورمیانه در حال حاضر ترکیه و عربستان سعودی تنها کشورهای حاضر در میان ۱۵ اقتصاد بزرگ دنیا هستند. (ترکیه دوازدهم و عربستان چهاردهم است.) هر دوی این کشورها تا اندازه‌ای وضعشان نسبت به باقی اقتصادهای بزرگ و موفق بهتر خواهد شد و پیش‌بینی شده ترکیه یازدهم و عربستان سیزدهم شود.

پیش‌بینی شده که نیجریه تا سال ۲۰۳۰ هلند را پشت سر بگذارد و به چهاردهمین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل شود.

یکی از بخشهای دیگر مطالعات دولت آمریکا، سهم کشورها از اقتصاد جهانی است که برای آمریکایی‌ها اهمیت بسیاری دارد، چرا که یکی از معیارهای مهم برای تعیین وزن هر کشور در معادلات سیاسی-اقتصادی جهان محسوب می‌شود. سهم آمریکا از اقتصاد جهان تا قرن ۲۱ نزدیک به ۲۵ درصد بوده. به بیان دیگر، یک چهارم کل اقتصاد دنیا، اقتصاد آمریکا بود. اما در قرن حاضر این سهم سال به سال در حال کاهش است و پیش‌بینی شده تا سال ۲۰۳۰، سهم آمریکا از اقتصاد جهان، به حدود ۲۱ درصد برسد. (کمی بیش از یک پنجم.)

سهم ایران از اقتصاد جهان در سال ۱۹۷۰ حدود نیم درصد بوده که با افزایش بهای نفت سال به سال به این رقم اضافه شده تا به هشت دهم درصد در سال ۱۹۷۶ میلادی رسیده. در زمان انقلاب هفت دهم درصد بوده و بعد از انقلاب به چهار دهم سقوط کرده. در حال حاضر سهم ایران از اقتصاد جهان، شش دهم درصد است. پیش‌بینی شده که تا سال ۲۰۳۰ وضع به همین شکل بماند و میانگین ده سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰، پنجاه و هشت صدم درصد پیش‌بینی شده.

وضعیت رقبای منطقه‌ای ایران به کلی متفاوت است. سهم عربستان سعودی از اقتصاد جهان در سال ۱۹۷۰، حدود سه دهم درصد بوده. (یعنی دو دهم درصد کمتر از ایران) اما در حال حاضر سهم آنها، ۹ دهم درصد است و پیش‌بینی شده تا سال ۲۰۳۰، میانگین ده ساله عربستان به یک و دو صدم درصد افزایش پیدا کند که تقریبا دو برابر ایران خواهد بود.

سهم ترکیه از اقتصاد جهان در سال ۱۹۷۰، ۷۵ صدم درصد بوده. به دلیل رشد اقتصادی کمابیش با ثبات، سهم آنها در حال حاضر یک و ۲۳ صدم درصد از اقتصاد دنیا است و این سهم تا سال ۲۰۳۰، به میانگین ده ساله یک و سی‌ودو صدم درصد افزایش خواهد یافت.

روزهای سخت و غم‌انگیز بی‌بی

31DIPLO-superJumboآخر اسفند انتخابات اسرائیل است و باید سرنوشت نتانیاهو روشن شود؛ نتانیاهوی پر سر و صدا که از بمباران و جنگ و شهرک‌سازی و کل‌کل با ایران هیچ ابایی ندارد … اما این‌بار شاید گروهی از فلسطینی‌ها آرزو کنند که او دوباره در انتخابات پیروز شود و در قدرت بماند! چطور انتخاب دوباره یک دست‌راستی که میانه‌ای با صلح و تشکیل کشور فلسطین ندارد، می‌تواند به نفع دیپلماسی فلسطین باشد؟

کلید ماجرا در دست کلیددار کاخ سفید است.

بی‌بی (نتانیاهو) خط‌ قرمزهای کاخ سفید را یکی بعد از دیگری پشت سر گذاشته و حالا کار به جایی رسیده که وقتی ۱۲ اسفند – به عنوان نخست وزیر اسرائیل و در یک سفر رسمی – به واشنگتن می‌رود، حتی با رئیس جمهور آمریکا یک چایی هم نخواهد خورد. باید برود به کنگره، برای نمایندگانی که حدود نیمی‌شان حسابی از دستش عصبانی هستند سخنرانی کند، و سریع برگردد به اسرائیل و خودش را برای انتخابات ۲۹ اسفند آماده کند. بی‌بی به خاطر ایران به قمار بزرگی دست زده که جز گرفتاری و دشمن‌تراشی برایش ثمری نداشته.

در واقع تلاش نتانیاهو و فشار روزافزونش برای تصویب تحریم ایران در کنگره، به کلی نتیجه معکوس داشته. او که به نظر می‌رسید در ائتلاف همیشگی با جمهوریخواهان آمریکایی، بعد از انتخابات میان‌دوره‌ا آمریکا، قدرت مانور بالایی در کنگره خواهد داشت، به دعوت رئیس مجلس نمایندگان آمریکا پاسخ مثبت داد تا روز ۱۲ اسفند در کنگره سخنرانی کند. اما این کارش نه تنها آب پاکی را بر روی دستان اوباما و کری ریخت، بلکه حتی خون نزدیکترین دوستان اسرائیل را در حزب دموکرات آمریکا به جوش آورد. بهرحال دموکراتها گوشت همدیگر را بجوند، استخوانهای همدیگر را دور نمی‌اندازند. نتیجه فشار مضاعف نتانیاهو این بود که دموکراتهای منتقد اوباما، پشت طرح تصویب ایران را خالی کردند.

اما آنطور که نیویورک تایمز نوشت، نتانیاهو باز میدان را خالی نکرد. نه غرولند کاخ سفید و اعلام اینکه اوباما با او دیدار نخواهد کرد و نه بیانیه دو روز پیش دموکراتهای کنگره او را ناامید نکرد. او گوشی را برداشت و به تک تک سناتورها و نمایندگان سرشناس حزب دموکرات زنگ زد تا قانعشان کند که نمی‌خواهد چوب لای چرخ رقابت سیاسی آنها و جمهوریخواهان بگذارد.

برای فهم سوءمحاسبه عمیق بی‌بی، حرفهای هری رید در نیویورک تایمز به شدت گویاست. او یک سناتور مهم حزب دموکرات است که در حال حاضر رهبری فراکسیون دموکرات‌های سنا را در اختیار دارد. همزمان او یکی از سرشناس‌ترین دوستان اسرائیل است و در حمایت از این کشور در خاورمیانه، معمولا سنگ تمام می گذارد. اما حتی این یار غار اسرائیل هم به نتانیاهو، پای تلفن گفته است که نکن! این کارها را نکن! به کنگره نیا! علیه ایران سخنرانی نکن! هری رید به بی‌بی گفته این کارها که تو می‌کنی، به خودت آسیب می‌زند.

نتانیاهو به نانسی پولسی که در حال حاضر ریاست فراکسیون دموکراتهای مجلس نمایندگان را به عهده دارد هم زنگ زده است. نتیجه این مکالمه تلفنی همین بس که خانم پولسی قبل از گزارش نیویورک تایمز، به صراحت گفت که از دست کارهای نتانیاهو سردرد گرفته.

در چنین شرایطی، نتانیاهو ستاره سالها مجادله با دم و دستگاه اوباما هم هست! در واقع الان دیگر فقط مساله این نیست که او به کل تشکیلات دیپلماسی اوباما پشت کرده و می‌خواهد به واشنگتن برود. مساله این است که حالا دیگر به اینجای اوباما رسیده و این شیرین‌کاری آخری، ادامه یک سلسله کارهایی است که همگی به رغم مخالفت دولت آمریکا انجام می‌شدند.

در چنین شرایطی است که همین امروز (۱۱ بهمن)، دولت آمریکا بار دیگر یقه نتانیاهو را در مساله شهرک‌سازی در مناطق اشغال شده می‌گیرد.

حالا با این وضع، و در حالی که نتانیاهو تلاش می‌کند زیرآب اوباما را جلوی هم‌حزبی‌های خودش بزند، او ۱۲ اسفند در کنگره سخنرانی خواهد کرد. بعدش برمی‌گردد و اگر انتخابات پایان سال را ببرد، باید تا روز ۱۸ آبان سال ۹۵ با رئیس جمهور ایالات متحده در موقعیت دردآور کارد و پنیر سر کند؛ دوره‌ای که می‌تواند به یکی از تاریک‌ترین و بحرانی‌ترین روزگار روابط اسرائیل و آمریکا تبدیل شود.

اگر شما فلسطینی بودید و گرفتار «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) در این دنیای پر زد و بند، دیگر چه آرزویی داشتید جز یخ زدن هر چه بیشتر روابط آمریکا و اسرائیل؟ اینطور که بویش می‌آید، راه‌حل شما قدرت گرفتن دوباره همین نتانیاهوی سرسخت است که روزگاری در جوانی در یک مناظره دانشگاهی گفت: فلسطینی‌ها کشور خودشان را دارند. اسمش اردن است!

پایان «سقوط» – مجموعه برنامه‌ای که برای بررسی رویدادهای ۲۸ مرداد سال ۳۲ ساختم

downfall2بالاخره کار سری برنامه «سقوط» به آخر رسید. دو هفته قبل از پخش قسمت آخر جای شما خالی رفتم مرخصی و حالا که برگشتهام، این متن را مینویسم تا پرونده سقوط را در اینجا ببندم!

این سری ۴۲ قسمت رادیویی بود. ۴۱ قسمت ۱۰ دقیقهای و یک قسمت ۲۵ دقیقهای. بهانه تهیه این سری، شصتمین سالگرد سقوط محمد مصدق بود و در فاصله بین ۲۸ مرداد سال گذشته تا ۲۸ مرداد امسال از رادیو فردا پخش شد.

هر ۴۲ قسمت به شکل متون مناسب برای انتشار در اینترنت در وب سایت رادیو فردا منتشر شدند که از اینجا میتوانید مطالب را ببینید و بخوانید. (نسخه رادیویی را هم میتوانید در ابتدای هر مطلب بشنوید.)

در ساوندکلاود هم در اینجا همه قسمتها در دسترس هستند. (تا الان که این مطلب را مینویسم ۳۹ قسمت از ۴۲ قسمت در ساوندکلاود منتشر شدهاند. اما باقی به زودی همین جا قرار میگیرند. مسئول قضیه، شبیه به من، در همین روزهای آخر تابستان رفته به مرخصی!)

از همه اینها مهمتر، نسخهای از مجموعه به شکل کتاب و همچنین ebook منتشر خواهند شد. تلاش من و باقی همکارانم در رادیو فردا این بود که کتاب همزمان با شصت و یکمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد منتشر شود اما متاسفانه مراحل تهیه کتاب به پایان نرسید. بهرحال این کتاب منتشر خواهد شد و نخستین کتابی خواهد بود که توسط رادیو فردا منتشر شده است.

احتمالا یک نسخه PDF هم در وب سایت رادیو فردا منتشر خواهد شد و به جز نسخههای چاپی، نسخههای الکترونیک رایگان خواهند بود. احتمال دارد که سراسر ۴۲ قسمت رادیویی به شکل یک کتاب صوتی هم منتشر شوند.

درباره این سری هم در صفحه مخصوص وب سایت رادیو فردا اطلاعات کافی هست. اما دشواریهای دور از انتظار تهیه یک برنامه منصف و دقیق و بیطرف درباره وقایع سال ۳۲، موضوعی است که در مقدمه کتاب به تفصیل دربارهاش نوشتهام. امیدوارم کتاب به زودی منتشر شود و آنجا بخوانید که تعصب عمیق درباره ۲۸ مرداد، تا چه اندازه حقیقت ماجرا را مخدوش کرده است.

همه تشکرها هم بماند برای مقدمه کتاب. اما تا همین جا یادآوری کنم که هر ایراد و اشتباهی در مجموعه هست، بر گردن من است. هر انتقادی را با جان و دل میشنوم. میتوانید به hosseinik@rferl.org ایمیل بزنید. یا همین جا کامنت بگذارید.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 7,142 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: